- روباهه بچه شیره رو می...نه. بچه شیره هم گریه كنان میره پیش باباش میگه: بابا جون! یكی منو ....رد! شیره میگه: غصه نخور بابا، من دهنشو سرویس میكنم. فرداش یه تابلو میزنه كه هركی بچه منو ....رده بیاد شهردارش كنم! روباهه هم میره به گرگه میگه بیا تو برو بگو تو ...ردی، كه تو رو شهردار كنه. گرگه هم خر میشه میره میگه من ....ردم شیره هم میبنددش به درخت، میگه: همه حیوون های جنگل بیان بـ...ننش. نوبت روباه كه میرسه، گرگه سرشوبا ناراحتی بر میگردونه. روباهه هم بش میگه: هوی رفیق! چیه از اون وقت كه شهردار شدی دیگه تحویل نمیگیری؟!
|