- یارو ازون تیمسار ...سخلای تیر بوده، یك روز كله سحر میاد پادگان به اولین نفری كه میرسه، داد میزنه: سرگرد! من دیشب زنمو ...ردم! انجام وظیفه بود یا بیگاری؟!! سرگرده جفت میكنه، با خودش میگه باز این میخواد یك چیزی از دهن ما بكشه بیرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته میگه: چهچه عرض كنم قربان. تیمساره شاكی میشه، میگه: خاك بر سر احمقت كنند! میره یكم جلوتر، یك گروهبانه رو میبینه، باز همون سؤالو میپرسه، گروهبانه بدبخت هم یكم من و من میكنه، چیزی نمیگه و فحشش رو میخوره. تیمساره شاكیتر میشه، میره یكم جلوتر میبینه یك سرباز صفر داره جارو میكشه، میره جلو میگه: سرباز! من دیشب خانوم رو ....ردم. انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟! سربازه خیلی مطمئن میگه: انجام وظیفه بوده قربان! تیمساره كف میكنه، میگه: واسه چی انجام وظیفه؟! تركه میگه: آخه اگه بیگاری بود میدادید ما بـ....نیم!
|