- تركه دو تا زن داشته. یك روز زن اولش زنگ میزنه دفترش، با كلی ناز و ادای شوهر خفه كن میگه: عزیزم، چرا یك سر به من نمیزنی؟! كلی خرید دارم. بدبخت شوهر هم میگه: چشم خانوم، حتماٌ یك سر میام. هنوز گوشی رو نگذاشته بوده زمین كه زن دومش زنگ میزنه و باز با همون تریپ عشوه میگه: عزیزم چرا نمیای پیشم، مگه نمیدونی مریض احوالم؟! و باز هم تركه میگه: چشم عزیزم، حتما میام پیشت. خلاصه عصر میشه و ترك عزیز قصه ما اول میره یك سر به زن اولش میزنه و خلاصه یوخده اوضاع گرمتر از معمول میشه و كار به جاهای باریك میكشه. كارشون كه تموم میشه، تركه میگه: خوب عزیزم پاشو بریم بزازی لباس بخریم، زنه هم كه مشكلش حل شده بوده میگه: نه عزیزم باشه یك وقت دیگه. خلاصه ترك نازنین قصه ما هم خداحافظی میكنه و میره سراغ زن دوم و خوب دور از ذهن نیست كه اونجا هم دكتربازی به جاهای باریك میكشه و جناب شوهر یك ربع تلنبه زدن پیاده میشه!! كارشون كه تموم میشه، باز تركه میپرسه: عزیزم میخوای بریم دكتر معاینت كنه؟ زنه هم میگه: نه حالم الان بهتره، بعداٌ میریم! بعد از پایان هر دو ماجرا، تركه ...یرشو در میاره میگه: گربان سنه سرافراز - هم دكتر سنه هم بزاز!
|