- رشتیه میاد خونه، میبینه زنش لخت رو تخت خوابیده. میگه: خانم جان، باز تو چرا لختی؟! زنش میگه: آخه لباس ندارم! رشتیه شاكی میشه، میره در كمد رو باز میكنه، شروع میكنه شمردنه لباسا: این یك پیرهن... این دوتا... این سه تا...اصغرآقا برو اونور...این چهار تا... این پنج تا!!!
|