طلاق
User Rating: / 0
PoorBest 
  • زن قزوینیه میره دادگاه میگه:‌ آقای قاضی دیگه خسته شدم. میخوام طلاق بگیرم. این هر شب منو از …ون میـ....نه! قاضی میگه:‌ خواهر این كه خیلی مهم نیست، شما بیخودی زندگیت رو سر هیچ و پوچ نابود نكن! زنه میگه: آخه آقای قاضی، روزی كه من اومدم خونه این، سوراخم اندازه یه دو ریالی بود حالا اندازه یه دو تومنی شده! قاضیه میگه: ای بابا، آدم كه واسه هیجده ریال زندگیش رو به هم نمیزنه!!!
 
< Prev   Next >