بهشت
User Rating: / 0
PoorBest 
  • یه بابایی میمیره میره اون دنیا. اونجا هر چی حساب كتاب میكنن، میبینن این یارو كارای خوب و بدش میزونِ میزونه و نه میشه فرستادش جهنم،‌ نه میشه فرستادش بهشت. میرن پیش خدا،‌ میگن چیكار كنیم؟‌خدا بهشون میگه: ‌اشتباه میكنین، من بنده خودم رو میشناسم، یه بار دیگه حساب كنین. خلاصه اونقدر میگردن،‌ تا بالاخره گوشه پروندش یه پنجاه تومنی پیدا میكنن، كه یارو یك بار داده بوده به گدا، سرهمون میفرستنش بهشت. یارو میره بهشت، روز اول میگه:‌ كجاست اون میوه های بهشتی؟! درجا یك فرشته ظاهر میشه، می‌بردش دم میوه‌ها، یاروكلی حال میكنه. روز دوم میگه:‌ كجاست اون نهرهای شراب؟! باز یك فرشته ظاهر میشه میبردش دم نهرهای شراب، خلاصه یارو یك روز هم اینجوری حال میكنه،‌ روز سوم میگه: خوب راستی این حوری های بهشتی كجان ما یه حالی بكنیم؟! یه دفعه یه صدایی میاد: مرتیكه! پنجاه تومن دادی میخوای ....س هم بكنی؟!!
 
< Prev   Next >