بازگشت به دنیا
User Rating: / 0
PoorBest 
  • تهرونیه و اصفهانیه و قزوینیه میمیرن، اون دنیا میرن كارنامه اعمالشون رو میگیرن، میبینن بدجوری افتضاحه و اگه این ریختی پیش بره هر سه تایی از قعر دوزخ سر در میارن! خلاصه میرن پیش جبرئیل و كلی خایه مالی میكنند كه بابا یك فرصت دیگه به ما بدین بلكه جبران كنیم و آخر مخ جبرئیل رو میزنن و راضیش میكنن كه یك فرصت دیگه بهشون بده، منتها با یك شرط و اون اینكه اگه اینبار یك دفعه تهرونیه خانوم بازی كنه، اصفهانیه دنبال پول باشه یا قزوینیه قزوینی بازی در بیاره، درجا سنگ میشه و صاف از ته جهنم سر در میاره! خلاصه سه تایی برمیگردن رو زمین و خوشحال و خندان داشتن میرفتن كه یهو چشم تهرونیه میخوره به یك ...س‌ اساسی و هرچی میخواد جلوی خودشو بگیره نمیشه و آخر میره یك تیكه بهش میندازه.. تیكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوینیه و اصفهانیه خوب حساب كار دستشون میاد، یك نگاه به هم میكنند و راه میافتند. یخورده جلوتر اصفهانیه یك 100 تومنی رو زمین میبینه، هی با خودش چك و چونه میزنه، آخر میبینه راه نداره... خم میشه ورش داره، یهو قزوینیه میگه: آی بالام‌جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردی و هم منو!!!!
 
< Prev   Next >