- یه روز یه رشتیه و یه لره و یه ترکه 3 تایی میرن دزدی از بد واقعه صاب خونه از خواب بیدار میشه این سه تا تو حول و ولای اینکه کجا برن قایم شن سه تا یی میرن تو سه تا گو نی که اونجا افتاده بود صاب خونه میاد گونیا رو میبینه و به اولی لگد میزنه لره صدای گردو در میاره به دومی لگد میزنه رشتیه صدای نون خشک در میاره به سومی هر چی لگد می زنه صدا ازش در نمیاد هی لگد می زنه تا اخر ترکه از گونی میاد بیرون کثافت احمق لجن من اردم ارد که صدا نداره
|