- یك بابایی رو می خواستند تو آذربایجان اعدام كنند. بهش می گند: چون تو اینجا غریبه هستی و مهمان ما به حساب میای، ما بهت یك تخفیف میدیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب كنی. یارو هم اتاق گاز رو انتخاب میكنه. خلاصه میگیرند میبرنش تو یه اتاقی، یارو نگاه میكنه میبینه اتاقه سقف نداره! می زنده زیر خنده، میگه: هِهِه!! اتاق گاز تركا رو ببین! تركا بهش میگن: بخند! وقتی كپسولای گاز افتادند رو سرت، اونوقت می فهمی!!!
|