- بچه پولداره شب ماشین بابا رو ور میداره بدون گواهینامه میزنه بیرون. تو راه یه افسرترك جلوش رو میگیره، میگه: كارت ماشین، گواهینامه. پسره جفت میكنه، میگه: حالا چه گهی بخورم؟! الان دهنمو می...اد. ور میداره یه هزاری میذاره كف دست یارو. تركه تو تاریكی نگاه میكنه به هزاری، یه دفعه زرد میكنه، خبردار وامیسه، میگه: آقای خمینی شمایید،ببخشید تو تاریكی نشناختمتون بفرمایید بفرمایید!!!
|