|
از یه جاییم دارم سنگ میشم |
- پسر دهاتیه داشته از صحرا برمیگشته خونه، میبینه یه دختری مثل پنجة آفتاب داره تو رودخونه خودشو میشوره. پسره وامیسته یه تریپ نگاه میکنه بعد یهو پا میگذاره به فرار، حالا ندو کی بدو. خلاصه میدوه تا میرسه به دهشون، رفیقش ازش میپرسه : حسنی چته؟ چرا فرار میکنی؟ حسنی ماجرای دختره رو تعریف میکنه و میگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه کنم خدا منو سنگ میکنه، منم احساس کردم از یه جاییم دارم سنگ میشم!!
|