- تركه میره نونوایی، هیچكی هم تو صف نبوده، میگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش میگه این بابا تركه، بگذار یكم سركارش بذاریم! میگه: آقا نوبتو رعایت كن، برو آخر صف وایسا! تركه یكم نگاه میكنه میبینه كسی نیست، دوباره میگه: برادر دو تا نون بده، چرا اذیت میكنی؟ دوباره شاطره میگه: بابا این همه آدم تو نوبته، برو ته صف وایسا! تركه شاكی میشه، یه سنگ ور میداره میزنه سر تا سر شیشه مغازه رو میشكنه. شاطره داد می زنه: هوی! شیشه رو چرا میشكنی!؟ تركه میگه: این همه آدم اینجا وایسادن، چرا خر منو چسبیدی؟!!!
|