- یارو بارفیقش میخواستن دو تا سنجاب نایاب رو از مرز خارج كنن، میگن: چی كار كنیم نگیرنمون؟ ور میدارن سنجابا رو میگذارن تو شورتشون. پاسگاه اولی رو رد میكنن، دومی روهم رد میكنن، سومی كه میرسن، یكیشون سنجابه رو در میاره پرت میكنه بیرون. پلیس هم میگیرتشون، تو زندان رفیقش بهش میگه: آخه مادرقحبه! تو كه تا اینجا اومده بودی، یكم دیگه هم صبر میكردی، از مرز رد شده بودیم.آخه چه مرگت بود یهو سنجابه رو در آوردی؟! یارو میگه: آخه بابا این سنجاب سر پاسگاه اول فكركرده بود تخمای من فندقه، سر پاسگاه دوم فكر كرده بود ...ون من لونشه، به سومی كه رسیدیم میخواست فندقا رو ببره تو لونش!!!
|