- یارو میمیره، میره بهشت . روز اول جبرئیل میاد، میگه: میخوام جُمجُمت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم. روز بعد میاد میگه: میخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم. یارو شاكی میشه، میگه: بابا نخواستیم! اصلاً من میخوام برم جهنم! جبرئیل بهش میگه: باباكجا میخوای بری؟! اونجا پدرت رو در میارن، چوب تو ...ونت میكنن. میگه: بازم اون بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!!!
|