یزدیه و قزوینیه
User Rating: / 0
PoorBest 
  • یزدیه و قزوینیه كنار هم خوابیده بودن، یهو قزوینیه شروع میكنه مالوندنِ در یزدیه. یزدیه از خواب میپره، نفس زنون میگه: چَ كا میكنی؟! قزوینیه خودشو جمع و جور میكنه، میگه: هیچی بالام جان، شوخی میكنم! یزدیه یك اخمی میكنه و یكم میره اونورتر و میگیره میخوابه. بعدِ چند دقیقه دوباره قزوینیه شروع میكنه مالوندن درِ بندة خدا. دوباره یزدیه از خواب میپره و قزوینیه میگه شوخی میكردم. بار سوم به همین منوال یزدیه از خواب میپره، میگه: چَ كا میكنی؟! قزوینیه میگه: بالام شوخی میكنم! یزدیه شاكی میشه، میگه: دِ بی پدر، او ...یر راست و ای ....ون لخت كه شوخی ور نمیداره!!!
 
< Prev   Next >