- یه بار یه رشتیه فوتبالیست داشته میمرده زنش بالای بسترش نشسته بوده عذاب وجدان میگیره نیگه: من باید برای اعتراف کنم!! رشیته میگه خوب بگو! زنش میگه یادت هست هرچی التماس می کردی مربی تو تیم رات تمیداد بعد یه روز اومد گفت حتما باید بازی کنی؟ اون کار من بود!!! رشتیه گفت خوب! زنش ادامه داد: یادت هست تیم هیچکس بهت پاس نمی داد بعد از یه روز همه بهت پاس می دادن؟ اون کار من بود!! رشتیه میگه دیگه چی؟ زنش میگه یادت هست وقتی می رفتی ورزشگاه همه تو رو هو می کردن بعد از از یک روز همه داشتن تشویقت می کردن!!!!
|