چشم عرب كور، میبره
User Rating: / 0
PoorBest 
  • عربه گلوش پیش یك دختره گیر كرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نمیكرده و طرف هرچی میومده خواستگاری، دختره هربار یك بهانه تخمی میگیرفته و جواب رد میداده. خلاصه آخر بابای دختره میگه: ببین دخترجان، من دیگه روم نمیشه واسه این بدبخت یك دلیل بیخود سرهم كنم. خودت بشین باهاش صحبت كن، بهش بگو مشكلت چیه. خلاصه دختره و عربه رو میشونن تو یك اتاق، دختره میگه: شوهر من باید پنج تا قصر برام بخره! عربه میگه: چِشم عرب كور، میخره! دختره میگه: شوهر من باید یازده تا بنز آخرین سیستم زیر پام بگذاره. باز عربه میگه: چشم عرب كور، میگذاره! دختره میگه: شوهر من باید از گل نازك‌تر بهم نگه. عربه میگه: چشم عرب كور، نمیگه. خلاصه دختره هرچی میگه، عربه قبول میكنه، آخر دختره شاكی میشه، میگه بگذار یك چیزی بگم كه عمری نتونه، میگه: شوهر من باید معاملش یك متر و سی سانت باشه! عربه خیلی ناراحت میشه، یكم من و من میكنه، آخر سرشو تكون میده، یك آهی میشكه، میگه: چشم عرب كور، میبره!!!

 

 
< Prev   Next >