شیاف
User Rating: / 1
PoorBest 
  • یه تركه ماموریت میره قزوین اونجا یه رفیق داشته میره پیش اون ، تو قزوین مریض میشه میره دكتر , دكتره واسش شیاف تجویز میكنه ومیگه شما باید این شیاف ها را روزی سه دفعه بدین به یه نفر یواش یواش بده تو! تركه بدبخت هر چی فكر می كنه می بینه نمیتونه به كسی اطمینان كنه ,آخرش میره پیش همون رفیقش , اونم باكمال میل قبول میكنه. بعد یه مدت ماموریتش تموم میشه میره خونش به زنش میگه باسش شیاف كنه, همون موقع كه داشته زنش شیاف میكرده یه دفعه به زنش میگه: "اه اه اه تو داری شیاف میكنی یه دستت رو شونمه اون رفیقم هر دوتا دستش رو شونم بود"
 
< Prev   Next >