- من خیلی مشتاقم شما رو ببینم......!!!.......لحظه ها رو با امید تو می گذرانم..... .... با تشکر : عزراییل ....
|
|
- اطلاعیه ی وزارت سلامتی:از این پس برای گرقتن بلیط هواپیما علاوه بر ارائه ی شناسنامه ارائه ی وصیت نامه هم الزامی است
|
|
- به تركه میگه: آخه مرد چرا كولر نمی خری تركه میگه : به درد نمی خوره اونهایی هم كه خریدند گذاشتن پشت بوم
|
|
- از رشتیه می پرسن تو رشت زن نجیب و پاکو مومن با خدا پیدا میشه میگه هست ولی شبی 20000 تومنه!!!
|
|
- به زن رشتیه میگن نرخت چنده!! میگه نمی دونم: حمییییییییییید!!! حمید: پولی نیست تبرکه!!!
|
|
- ازکلاس اول به بچه ها یاد میدن بابا آب داد! ولی نمیگن بابا کجا رو آب داد؟
|
|
- آخونده می ره بالا منبر یه خانومه می گه حاج اقا من تو خونه حجابم رو رعایت می کنم .میگه افرین کلید بهشت رو بدین به این خانوم. یکی دیگه می گه حاج اقا این که چیزی نیست من تو خونه جادرم می پوشم .می گه افرین به شما کلید بهشت رو بدین به این خانوم. یکی دیگه می گه من تو خونه با رکابی می گردم.میگه افرین کلید خونه اینارو بدین به من
|
|
- یه ترکه میگن سیو همان سیب است میگه من دو سه تا خوردم بابا سیب نیست صابونه!!
|
|
- رشتیه ازدواج میکنه وقتی مراسم تموم میشه مادرش بهش میگه: پسرم بیا برو تو حجله با عروس!! داماد رشتی هم میره طرف حجله بعد از نیم ساعت مادرش میاد می بینه پسرش دم دره حجله ایستاده!! میگه: پسرم چرا نمیری تو؟!! داماد میگه: یکی از دوستام اومد، بهش تعارف کردم رفته تو هنوز درنیومده
|
|
- رشیته میاد دروازه غار، به یه دختر تیکه میندازه! دادشه دختره میبینه جریانو، با چاقو می افته دنبال رشتیه، رشتیه فرار میکنه میره بالای درخت!داداش دختره میگه اگه بیایی پایین خوار و مادرت رو یکی میکنما!!! رشیته میگه: دروغ میگی دروغ میگی تو می خواهی منو بزنی
|
|
- یه بار یه رشتیه فوتبالیست داشته میمرده زنش بالای بسترش نشسته بوده عذاب وجدان میگیره نیگه: من باید برای اعتراف کنم!! رشیته میگه خوب بگو! زنش میگه یادت هست هرچی التماس می کردی مربی تو تیم رات تمیداد بعد یه روز اومد گفت حتما باید بازی کنی؟ اون کار من بود!!! رشتیه گفت خوب! زنش ادامه داد: یادت هست تیم هیچکس بهت پاس نمی داد بعد از یه روز همه بهت پاس می دادن؟ اون کار من بود!! رشتیه میگه دیگه چی؟ زنش میگه یادت هست وقتی می رفتی ورزشگاه همه تو رو هو می کردن بعد از از یک روز همه داشتن تشویقت می کردن!!!!
|
|
- یه روز یه رشتیه از زنش می پرسه اگه من بمیرم شوهر می کنی؟ زنش میگه: خوب آره... بعد رشتیه میگه دوستش هم داری؟ زنه میگه: آره! بعد از زنش می پرسه براش آبگوشت هم می پزی؟ زنش میگه: آبگوشت دوست نداره!!!
|
|
- رشیته میره ژاپن، زنش از ایران براش پول میفرسته!
|
|
- تركه میره دیسكو، همة پولاشو شاباش میده!!
|
|
- یك هیئت از محققینِ كشورهای مختلف جمع شده بودن، در مورد ضرورت قاچ ماتحت برای بدن مباحثه میكردن. اول یكی از انگلستان میاد، میگه: این مشخصاٌ به منظور اینه كه ستون فقرات موقع نشستن راحتتر باشه. بعدی از آلمان بوده، میگه: این قاچ برای اینه كه عمل دفع راحتتر صورت بگیره. خلاصه هركدوم یك چیزی میگفتن، آخر نوبت قزوینیه میشه، با یك حال عاشقانه میگه: بالام جان، این كان اونقدر شیرینه كه قاچ خورده!!!
|
|
- یه پیرمرده و یه پیرزنه و یه پسره و یه دختره تو یه كوپه قطار با هم بودن، قطار میره تو تونل و همه جا تاریك میشه، یهو یه صدای ماچ و بعد هم یه صدای كشیده میاد! قطار از تونل میاد بیرون همه نشسته بودن سر جاشون. پیرزنه با خودش میگه: عجب دختر متین و باحیاییه! با اینكه جوونه و دلش میخواد ولی به كسی راه نمیده، تا یارو بوسیدش گذاشت زیر گوشش! دختره با خودش میگه: عجب پیرزنه نجیبیه! با اینكه سنش بالاست و كسی تحویلش نمیگیره، بازم نمیذاره كسی ازش سوء استفاده كنه. پیرمرده هم با خودش میگه: بابا عجب بدبختیه ها! یكی دیگه حالش رو میكنه ما كشیده رو می خوریم! پسره هم با خودش میگه: چه حالی میده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلی!!!
|
|
- تركه سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه كاریه میكنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه كمك كنم!!!
|
|
- دو تا كرم آبادانی تو روده یك بدبختی زندگی می كردن، یك روز یكیشون بیدار میشه، میبینه دومی با كت شلوار و كروات و عینك آفتابی و كیف سامسونت داره آخر روده قدم میرنه. .ازش میپرسه: تیپ زدی، با كسی قرار داری؟! دومی میگه: نه ولك, با گوز بعدی پرواز دارم!!!
|
|
- تركه كارت تلفن میخره، عجالتاً اول پرسش میكنه!!!
|
|
- بعد از جنگ، یك عالمه سردار مردار الكی اضافهحقوق بگیر رو دست دولت باد كرده بوده، با خودشون فكر میكنن یه برنامهای پیدا كنن كه یه پولی به اینها بدن بازخریدشون كنن و از شرشون راحت شن. تو جلسه قرار میگذارن كه هر سرداری میتونه معادل درازترین فاصله در بدنش به انتخاب خودش در ازای هر سانت ده هزار تومن تومن بگیره و بره رد كارش. یكی قدش خیلی بلند بوده، میگه از فرق سر تا نوك پا. اندازه میگیرن 240 سانت بوده حساب میكنن بهش میدن. یكی دیگه دستهاش دراز بوده، میگه از نوك انگشت چپ تا نوك انگشت راست. 2 متر بوده، 2 میلیون میگیره. بعدی میاد، میگه: از نوك معامله تا محل تخمتین! میگن: مطمئنی این كه چیزی نمیشه. یارو میگه: نه من همینقدر قبول دارم. میگن هرجور میل خودته. خلاصه شلوار یارو رو میكشن پایین، میبینن یارو اصلاً تخم نداره! میگن مرد حسابی پس تخمات كو؟ یارو میگه: فـاو!!!
|
|
- می دونی ترکا به 750 گرم چی میگن؟ میگن نیم کیلو و نیم
|
|
- تركه میره قنادی، میگه: ببخشید كیك هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره تركه میاد، میپرسه: شرمنده، كیك هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یك هفته تمام هر روز كار تركه این بوده كه بیاد سراغ كیك هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده كه نداریم. آخر هفته قناده با خودش میگه: این بابا كه مشتری پایس... بگذار یك كیك هفتاد طبقه براش بپزیم، یك پول خوبی هم شب جمعهای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یك كیك خوشگل هفتاد طبقه ردیف میكنه. شنبه اول صبح تركه میاد، میپرسه: ببخشید، كیك هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله كه داریم، خوبشم داریم! تركه میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارمش به ما بده!!!
|
|
- یك روز یك تركی سرشو بدون انكه آب بزند شامپو میزند ازش میپرسند چرا بدون آب سرتو شامپو می زنی میگه روش !! نوشته برای موهای خشک
|
|
- عربه گلوش پیش یك دختره گیر كرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نمیكرده و طرف هرچی میومده خواستگاری، دختره هربار یك بهانه تخمی میگیرفته و جواب رد میداده. خلاصه آخر بابای دختره میگه: ببین دخترجان، من دیگه روم نمیشه واسه این بدبخت یك دلیل بیخود سرهم كنم. خودت بشین باهاش صحبت كن، بهش بگو مشكلت چیه. خلاصه دختره و عربه رو میشونن تو یك اتاق، دختره میگه: شوهر من باید پنج تا قصر برام بخره! عربه میگه: چِشم عرب كور، میخره! دختره میگه: شوهر من باید یازده تا بنز آخرین سیستم زیر پام بگذاره. باز عربه میگه: چشم عرب كور، میگذاره! دختره میگه: شوهر من باید از گل نازكتر بهم نگه. عربه میگه: چشم عرب كور، نمیگه. خلاصه دختره هرچی میگه، عربه قبول میكنه، آخر دختره شاكی میشه، میگه بگذار یك چیزی بگم كه عمری نتونه، میگه: شوهر من باید معاملش یك متر و سی سانت باشه! عربه خیلی ناراحت میشه، یكم من و من میكنه، آخر سرشو تكون میده، یك آهی میشكه، میگه: چشم عرب كور، میبره!!!
|
|
- تركه كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!!!
|
|