- قزوینیه یك ...ون اساسی بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خیابون میرفته كه یهو یك قزوینی نااهل دیگه ...ون رو ازش بلند میكنه. قزوینیه خیلی شاكی میشه، داد میزنه: ای بیمروت.. ای بی دین و ایمون.. آخه اون ...ونی كه تو می...نی حلاله؟!!!
|
|
- قزوینیه كله سحر از خونه میزنه بیرون دنبال یك چاقال اساسی، آخر شب خسته و كوفته دست از پا درازتر برمیگرده خونه. هنوز از راه نرسیده، یه راست میره شیر گاز رو تا ته باز میكنه، میشینه جلوش. همین موقع رفیقش میاد تو اتاق، وضعیت اینو كه میبینه خیلی ناراحت میشه، میگه: بالام جان، حالا دنیا كه به آخر نرسیده.. امشب كان پیدا نشد، فردا خدا بزرگه! آدم كه نباید زود به فكر خودكشی بیافته!! قزوینیه میگه: خودكشی چیه بالام جان، منتظرم آقای ایمنی بیاد!!!
|
|
- تو پلیس راه اتوبان قزوین یه کامیون رو نگه میدارن.میبینن شیشه سمت راننده بازه یه ...ونم ازش بیرونه!! خلاصه میرن جلو به راننده میگن که: مرتیکه فلان فلان شده.این چه وضع افتضاحیه!!! قزوینیه با تعجب میگه: کدام وضع بالام جان؟! مامورا شاکی میشن میگن خودتو به نفهمی نزن.این چیه از شیشه اومده بیرون؟!! قزوینیه میگه: شما هم منو ترسوندین! بالام جان این کان بچست!! گذاشتم تو راه تگری بشه بره قزوین بزنم تو رگ
|
|
- زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه اقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو می...نه دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام قزوینی هم میگه خب از جلو می...نم بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه بالام جان ... پس ...ون این بچه کو؟؟؟
|
|
- پیره زنه میره دندون پزشکی پاشو باز میکنه میگن اینجا پزشک زنان نیست میگه می دونم میخواستم دنونای حاج آقا را در بیارید
|
|
- می دونی فرق روانشناس با ماما چیه؟ ماما با ...س در ارتباطه اما روانشناس با ...س خل
|
|
- مادر بچه به ناظم میگه آقای ناظم این بچه من اصلا درس نمیخونه. ناظم به بچه میگه ببین بچه جون. اگه درس نخونی مادرتو می ...ا م . مادر بچه میگه آقای ناظم شما هر چی بگی این درس نمیخونه شما کار خودتونو بکنین.!!
|
|
- زن رشتیه میره بالای پشت بوم لباسا رو پهن كنه، همسایشون بهش میگه: میدی؟! زنه میگه: خفه شو مرتیكه بی ناموس! دوباره فرداش رفته بوده بالای پشتبون، همسایهه مگیه: میدی؟! باز زنه می گه: گمشو مرتیكه نكبت! خلاصه چند باراین ماجرا تكرار میشه، تا اینكه زنه میره قضیه روبه شوهرش میگه. شوهرش بهش میگه اگه دوباره اینو گفت، بگو: آره میدم! روز بعد زنه میره بالا پشتبوم، دوباره همسایهه بهش میگه: میدی؟! زنه هم میگه: آره! میدم، خوبم میدم! یارو میگه: برو به اون شوهر قرمساقت بده كه انقدر زن ما رو نـ...نه!!
|
|
- رشتیه تو جنگ تیر میخوره ...یرش كنده میشه، براش یه ...یر چوبی میگذارن . شب عروسیش همین كه میاد با عروس خانوم مشغول كار خیر شه، یهو ...یره میشكنه. زنه بهش میگه: ...یرش چوبی بود؟! رشتیه میگه: نه چوبش ...یری بود!!!
|
|
- رشتیا به آفتابه میگن: منشور! زناشون میگن سوراخ شور! مرداشون میگن خیار شور!!
|
|
- از یک قزوینی میپرسن ...ون چند حرف داره میگه ...ون حرف نداره.
|
|
- دختره میره دكتر، میگه: آقای دكتر من سرم درد میكنه. دكتره هم ازون حیزای مادر قحبه بوده، نگاه میكنه میبینه دختره تیكة تمیزیه، با خودش میگه بگذار یك حالی بكنیم! خلاصه به دختره میگه بلوزشو دربیاره، بعد شروع میكنه مالوندن پستونای دختره! دختره شاكی میشه، میگه: آقای دكتر، من سرم درد میكنه، چرا سینمو گرفتی؟! دكتره خودشو میزنه به عصبانیت، میگه: خانم شما كه از علم پزشكی چیزی نمیدونن، خواهش میكنم مداخله نكنید! بعد یك مدت دختره رو میخوابونه رو تخت و شروع میكنه با جای دیگش ور رفتن. باز دختره اعتراض میكنه كه بابا سردرد چه ربطی به اینجای آدم داره؟! دكتره هم جواب میده كه شما از علم پزشكی چیزی نمیدونید، من دارم معاینتوت میكنم! خلاصه بعد یك مدت كار بیخ پیدا میكنه و دكتره یا علی مدد شروع میكنه به كردن، اون هم چه كردنی!! وسطای كار، دختره میگه: ببخشید آقای دكتر، میشه اون درو ببندید؟ دكتره میگه: واسه چی؟ دختره میگه: آخه مردم تو راهرو هم چیزی از علم پزشكی نمیدونن، خدای نكرده فكر میكنن شما دارید منو می...نید!!!
|
|
- تو مشهد معلمه رفته بوده دستشویی دانش آموزا، یهو یك گوز گوش خراش از خودش صادر میكنه! یك یارو پسره تازه اومده بوده تو دستشویی، شروع میكنه لگد زدن به در كه: آی یره مادر قحبه، تو كلاس چندی؟! معلمه از ترس آبروریزی صداش در نمیاد، ولی یارو ول كن نبوده و همینجور میكوبیده به در و خوار مادر معلمه رو دور ه میكرده! آخر معلمه، صداشو نازك میكنه، میگه: مو كلاس دومم. شاگرده با لگد محكم میكوبه به در، میگه: گه خوردی مادر قحبه! گوزی كه تو دادی، از كلاس پنجم هم رد بود!!!
|
|
- پسره خیلی تخس بوده و دهن بابا ننه و در و همسایه رو سرویس كرده بوده. خلاصه آخرش مامانش شاكی میشه میبردش پیش یه روان شناس كه از قضا از همشهریای آذربایجانی بوده. میگه: آقای دكتر این پسر من خیلی اذیت میكنه، پدر مارو دراورده، اصلا حرف گوش نمیده، زده تلویزیون رو خراب كرده، شیشه همسایه رو شكسته، ماشین صاحب خونه رو آتیش زده. دكتره میگه: خانم شما برین روی اون تخت لخت شین تا ببینیم چیكارش می تونیم بكنیم! زنه میگه: آقای دكتر من گفتم پسرم شیطونه شما میخواین منو معاینه كنید؟ دكتره میگه: خانم شما بفرمایید لخت شین! بنده چهل و پنج ساله كه پزشك روانشناسم. زنه باز میگه: آقای دكتر! شما مثل اینكه متوجه نشدید، من می گم پسرم اذیت میكنه. دكتره میگه: بله خودم می دونم ولی همچین بچه ای رو باید مادرشو ....ایید!!!
|
|
- قزوینیه یك تریپ بچه خوشگل بلند میكنه، میبره خونه. خلاصه واسه اینكه مخ بچه رو بزنه، میره آلبوم خانوادگیشون رو میاره، شروع میكنن با هم تمشا كردن و درضمن قزوینیه واسه پسره تعریف میكرده كه: بالام جان، اینو كه میبینی، پسر خالمه... من ..ردمش، مهندس شد! این یكی رو كه میبینی، پسر داییمه، اینم من ...ردم، دكتر شد!! خلاصه همین طور یكی یكی ملت فامیل رو نشون پسره میداده و میگفته كه من ...ردمش و فلان كاره شد، یهو مادر قزوینیه از آشپزخونه داد میزنه: بالام جان، اگه میده بـ...ن... اگه نمیده هم بیخود فامیلو ...ونی نكن!!!
|
|
- رشتیه زن گرفته بوده، ازش میپرسن زنت چطوره؟ میگه: والله بد نیست، هركی ...رده راضیه!!!
|
|
- تركه و رشتیه میرن جندهخونه. اول رشتیه میره تو، وقتی میاد بیرون میگه: نه بابا، زن خودمون بهتره! بعد تركه میره تو، وقتی میاد بیرون میگه: آره بابا! زن تو خیلی بهتره!!!
|
|
- قزوینیه میره توالت، تا میكشه پایین راست میكنه، به ....یرش میگه: بخواب، بخواب، خودیه!!!
|
|
- قزوینیه یه بچه خوشگل رو بالای پل میبینه،هر كاری میكنه نمیتونه مخش رو بزنه،آخر سر به پسره میگه: داداش بریم زیر پل یك سیگاری بكشیم؟ پسره میگه:بریم خیالی نیست! گفتن نداره كه برای پسره زیر پل رفتن همان و ...ون دریدگی همان! خلاصه چند روز میگذره، قزوینیه دوباره پسره رو میبینه، میگه: میای بریم زیر پل یك سیگار بكشیم؟! پسره میگه: نه داداش، جون تو هنوز زیر سیگاریم درد میكنه!!!
|
|
- یارو دهاتیه می خواسته بره تهران ، رفیقاش بش میگن: جواد رفتی اونجا افه مفه(!) یاد بگیری ها! میگه: باشه. میره شهر و كاراشو میكنه، وقتی میخواسته برگرده میره پیش یكی از این تهرونیا میگه: های به ما افه مفه یاد بده ما بریم دهات خودمون بچه ها حال كنن! تهرونیه مگه: باشه، بگو دوش! یارو میگه: دوش، تهرونیه میگه: بشین سرش برو شوش! یارو هم حال میكنه و میره ده خودشون رفیقاشو جمع میكنه میگه: بیاین افه یاد گرفتم، بگین دوش. میگن دوش، هر چی فكر میكنه یادش نمیاد بقیش چی بود، میگه: خلاصه ...یرم تو ...ونتان!!!
|
|
- جنیفرلوپز تصمیم گرفته دیگه ..ونش رو بیمه نکنن !! ازش پرسیدن چی شد این تصمیم رو گرفتی؟ گفت تازه فهمیدم هرکی از عقب بزنه مقصره!!!
|
|
- جدیدترین تقسیم بندی انسانها: ۱-پستانداران ۲- پستانمالان ۳- پستانخواران ۴- لاپستانذاران ۵- پستانلیسان
|
|
- رشتیه به زنش میگه...خانم جان اگه من بدم ..یرم رو گنده کنن چند بار در هفته به من میدی.؟؟....زنش میگه ۳ بار...ولی شرط داره ها...رشتیه میگه چه شرطی؟....زنش میگه ..باید از مال عباس اقا بلند تر بشه....
|
|
- قزوینیه میره مغازه روبات فروشی، فروشندهه شروع میكنه به تعریف از روباتا و میگه: آقا این روباته آخر كاره، بهترین روباتیه كه تا حالا ساخته شده، ببین اگه این دكمه روی شكمش رو فشار بدی جاروبرقی میشه، اگه دستش رو بكشی ماشین لباسشویی میشه و خلاصه از هر پیچش هزار هنر میریزه! قزوینیه حسابی حال میكنه میگه: بالام جان من همینو میخوام! خلاصه پولشو میده و ور میداره میبردش خونه. فرداش قروینیه شاكی با ....یر پانسمان شده برمیگرده میگه: مادرقحبه! چرا نگفتی این سوراخ ....ونش چرخ گوشته؟!
|
|
- یه روز تو قزوین یه بابا و ننه دست بچشون رومیگیرن میبرن كلانتری و به افسره میگن: سركار این چه شهریه؟ این چه زندگیه؟ این بچه رو ....ردن ....ونش آش و لاش شده، پاره و پوره شده!! افسره نگاه میكنه میبینه: تُچ تُچ! این كه پاك پاره شده! رو میكنه به سربازش میگه: این كار، كار حسن كودكه زود بگیرین بیارینش. بعداز نیم ساعت یك یارو سبیل كلفته رو دست بسته میارن، افسره بهش میگه تو خجالت نمیكشی؟! ببین با این بچه چی كار كردی؟...حسن كودك نگاه میكنه، میگه: نگاه كن تورو خدا! .....ون بچه پاره پوره شده، آش و لاش شده! سركار، كار آدم تازهكار بوده! من ....ون بچه شیش ماهه میذارم از خواب بیدار نمیشه!
|
|
- اگر دیدی پیرمردی بر جوانی تکیه کرده بدون ..یرش تو ...ونش رخنه کرده! اگر بعد از 2 ساعت ول نکرده!! بدون در اوج لذت سکته کرده!!!
|
|
- عبید زاکانی: شبی من در اطراف رود ارس، جوان دختری را بـ...ردم زین پس، شنیدم که میگفت در هر نفس: "هنر نزد ایرانیان است و بس!"
|
|
- جشنواره فیلم های قزوین: ...ون پاره (جنگی)! ...ون مست(عشقی)! ..ون خور(ترسناک)! ...ون برهنه (عاطفی)! شهر ...ونها (مستند)! ردپای ...ون (پلیسی)! ...ون بی سوراخ (تخیلی)! پسرم عجب ...ونی داری؟ (تخیلی)! ...ون سوراخ (کمدی)!
|
|
- به گاوه میگن چرا جنون گاوی گرفتی؟! میگه اگه توهم روزی سه بار سینتو می مالیدن اما نمی ...ردنت روانی می شدی!!!!
|
|
- به قزوینیه میگن سفیدترین ..ونی تا حالا ...ردی کی بوده؟!! میگه: آدم برفی!!!
|
|
- زنه رشتیه به دوستاش میگه شنیدی توی تهران خفاشه شب اومده به زنا تجاوز میکنه زنه دومی میگه اووووو هرچی امکاناته ماله این تهرونی هاست
|
|
- دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست!!
|
|
- یه خروسه با 6 تا مرغ بودن خروسه هی لاغر می شده یه خروسه دیگه میارن کمکش باز لاغر می شه!! میگن چته؟ میگه: 6 تا جنده کم بود یه ...ونی هم آوریدن؟
|
|
- اصفهانیه زنشو تو عربستان گم میکنه. بعد از 2 هفته زنش زنگ میزنه میگه: حاج آقا 2 کلمه حرف حساب دارم. نه پولت پولس نه دولت دولس!
|
|
- آدم در دو حالت ازدواج می کنه :1 . مغزش اندازه تخمش باشه 2. تخمش به اندازه مغزش باشه
|
|
- بچهه میاد خونه، باباش میبینه انگشت دستش همینطوری راست واستاده! میگه: این چه وضعیه؟ بچهه میگه: امروز تو آزمایشگاه داشتیم یه مادة شیمیایی میساختیم، انگشتم خورد بهش، ازون موقع همین جور راست واستاده! باباهه میگه: ببین باباجون، اگه فردا یه شیشه كوچولو از اون ماده برام بیاری صد تومن بهت میدم. بچهه هم از خدا خواسته فردا یه شیشه از اون ماده بلند میكنه و میاره برای باباش. قرار میشه صد تومن رو فردا باباش بگذاره زیر بالشش. خلاصه بچهه فردا پامیشه، یك هزار تومنی زیر بالشش پیدا میكنه! خوشحال میره پیش باباش، میگه: این كه هزار تومنه؟ باباهه میگه: صد تومنش رو من دادم، نهصد تومنش انعام مامانه!!!
|
|
- تو زمستنون سه نفر رفته بودن طرفای تجریش، باهم داد میزدن: برف پارو میكنیم... بعد یك مدت خسته میشن، میگن بیایم هركدوم فقط یك كلمشو بگیم كه صرفهجویی شه! اولی داد میزنه: بــرف... دویم داد میزنه: پـــارو... سومی داد میزنه: مــیكـنـیـم! بعد یك مدت یك پیرزنه سرشو از پنجره درمیاره بیرون، میگه: ننه یك دقیقه بیا اینجا. جماعت خوشحال میشن، میرن جلو پنجره، پیرزنه میگه: نه ننه...شما دو تا نه، فقط سومیتون!!!
|
|
- یه رشتی با یه ترکه میرن جنده خونه چشمشون یه زنه رو میگیره .میرن پیش زنه رشتی می پرسه چند؟زنه میگه 25000 تومن.رشتی میگه: اووو خب میرم زنمو می....نم دیگه...ترکه می پره چند؟میگه 25000 تومن ترکه میگه:ها....5000 تومن میدم زن این رشتی رو می.....نم دیگه..
|
|
- میدونی فرق بین دختر با ساعت چیه؟ ساعت اول توش آب میره بعدن میخوابه اما دختر اول میخوابه بعدش توش آب میره!!!
|
|
- رفیق رشتیه نفس زنان میاد پیشش، میگه: پاشو اصغر جون! الان از در خونتون میگذشتم، دیدم اكبرآقا با یك دسته گل رفت تو خونتون! رشتیه خیلی غیرتی میشه، به شاگردش میگه: ممد، اون قمه منو بیار اینجا! خلاصه قمشو میبنده و كتشو میندازه رو شونش و با رفیقش راه میفته طرف خونه. جلوی خونه، رشتیه به رفیقش میگه،تو اینجا واستا، قضیه ناموسیه! خلاصه رفیقش جلوی خونه وامیسته، رشتیه یواشكی میره جلو پنجره، از زیر پرده نگاه میندازه تو اتاق خواب، یك مدت نگاه میكنه... یهو میزنده زیر خنده، حالا نخند كی بخند! رفیقش میاد ازش میپرسه: چی شده بابا؟ چرا میخندی؟! رشتیه میگه: خودمونیم، این اكبر اقا هم عجب ....ون گندهای داره!!!
|
|
- یك بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، بچه ...ردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این حرفا چیه؟ من هیچ وقت همچی كاری نمیكنم! قزوینیه میگه: خوب پس حتما اوا ...ردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟! قزوینیه میگه: نكنه پیرمرد ...ردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت كلام داشته باش، این حرفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیسجمهور ...ردی!!!
|
|
- از کلاس اول به بچه ها یاد می دن بابا آب داد!!! اما هیچوقت نمیگن بابا کجا رو آب داد!؟!!
|
|
- لره عروسی میکنه از حجله میاد بیرون دست خواهر زنشو میگره ببره تو!! پدر زنش میگه: اینو دیگه کجا می بری؟!! لره میگه 8 میلیون خرج عروسیم شده همتونو میـ...نم!!
|
|
- 4 چیز خوردنش صفا داره: 1. چایی تو لیوان بی دسته 2. هندونه با آب و هسته 3.لب با چشمای بسته 4. دختره کرست نبسته!!
|
|
- طبق آخرین بررسی کارشناسان از زمان افتتاح تونل رسالت، برج میلاد 20 متر درازتر و 7 متر کلفتر شده است!!!!
|
|
- روباهه بچه شیره رو می...نه. بچه شیره هم گریه كنان میره پیش باباش میگه: بابا جون! یكی منو ....رد! شیره میگه: غصه نخور بابا، من دهنشو سرویس میكنم. فرداش یه تابلو میزنه كه هركی بچه منو ....رده بیاد شهردارش كنم! روباهه هم میره به گرگه میگه بیا تو برو بگو تو ...ردی، كه تو رو شهردار كنه. گرگه هم خر میشه میره میگه من ....ردم شیره هم میبنددش به درخت، میگه: همه حیوون های جنگل بیان بـ...ننش. نوبت روباه كه میرسه، گرگه سرشوبا ناراحتی بر میگردونه. روباهه هم بش میگه: هوی رفیق! چیه از اون وقت كه شهردار شدی دیگه تحویل نمیگیری؟!
|
|
- جاهله میره توی یه قهوه خونه و می بینه که رشتی ها گوش تا گوش نشسته اند. ضامن دار رو میکشه و میزنه وسط میز و میگه: فلانم تو فلان مادر این وری ها و فلانم تو فلان خواهر این وری ها.... یه نفس کش می گه رشتیا همه در می رن، مگه یه نفر. جاهله جنگی میره بالای سرش و می گه: چیه جوجه؟ گردن کلفتی ؟ رشتی یه با ترس و لرز می گه: نه قربان . من میخوام جاهلی یاد بگیرم تا روی چند تااز بچه محله ها رو کم کنم. جاهله میگه: کت شلوار مشکی...انگشتر عقیق...پیرهن سفید...پاشنه کفش خوابیده.....ابرو ها در هم ...ضامن دار رو میزنی رو میز و نفس کش میگی.... رشتی یه تیپ رو درست می کنه و می آد تهران و می ره توی یه کافه توی گمرک! توی کافه ، عده ای از جاهلا و گردن کلفتا جمع بودن. چاقوی میوه خوری رو میزنه روی میز و نفس کش می گه. می بینه که دو تا ضامن دار خورد این ور میز....دو تا قمه خورد گوشه میز و ده دوازده نفر دور میز جمع شدن. رشتی یه با ترس و لرز می گه: فلان این وریها به فلان مادر بنده ...فلان اون وری هام به فلان خواهر بنده!!!
|
|
- زن رشتیه میره دكتر میگه آقای دكتر من 7 تا بچه دارم الان هم 8 رو حامله هستم.حتما یك چیزی تو هوا هست كه من اینقدر حامله میشم.دكتره میگه بله خانوم لنگاتون.
|
|
- یارو ازون تیمسار ...سخلای تیر بوده، یك روز كله سحر میاد پادگان به اولین نفری كه میرسه، داد میزنه: سرگرد! من دیشب زنمو ...ردم! انجام وظیفه بود یا بیگاری؟!! سرگرده جفت میكنه، با خودش میگه باز این میخواد یك چیزی از دهن ما بكشه بیرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته میگه: چهچه عرض كنم قربان. تیمساره شاكی میشه، میگه: خاك بر سر احمقت كنند! میره یكم جلوتر، یك گروهبانه رو میبینه، باز همون سؤالو میپرسه، گروهبانه بدبخت هم یكم من و من میكنه، چیزی نمیگه و فحشش رو میخوره. تیمساره شاكیتر میشه، میره یكم جلوتر میبینه یك سرباز صفر داره جارو میكشه، میره جلو میگه: سرباز! من دیشب خانوم رو ....ردم. انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟! سربازه خیلی مطمئن میگه: انجام وظیفه بوده قربان! تیمساره كف میكنه، میگه: واسه چی انجام وظیفه؟! تركه میگه: آخه اگه بیگاری بود میدادید ما بـ....نیم!
|
|
- به گزارش خبرگزاری ایسنا: بهشت از زیر پای مادران به دوش پدران منتقل شد. زیرا پای مادران هر شب روی دوش پدران است!!!
|
|