- فرق شبای جمعه با ماه محرم چیه؟شبای محرم میرن تو دسته سینه میزنند ولی شبای جمعه میرن رو سینه تا دسته میزنند!
|
|
- قزوینیه رو کارِ بچهِ سوار بود که یهو میگه:بچه با آیکون یه جمله بگو!!بچه میگه :یواشتــــــــــر ...!قزوینیه عصبانی میشه میگه :گفتم با آیکون.یهو بچه میگه: آی ! کونم درد گرفت!یواشتـــــر!
|
|
- یه روز یه بچه از باباش میپرسه بابا آدما چجوری بچه دار میشن . باباش میگه پسرم خدا یه فرشته داره شبا كه ما خوابیم میاد بچه رو بغل مامان میذاره و میره . بعد پسره میگه پس ...ردنو اینا همش حرفه؟
|
|
- عشق شش مرحله داره: دیدار، قرار، بزار، فشار، درار، فرار (به امید دیدار)!
|
|
- یروز به علی دایی گفتن با وکیل یه جمله بساز میگه:من لفتم حمام وکیلم لا شستم
|
|
- یه قزوینیه یه ک..ن میذاره تو ویترین قیمت می ذاره 2 میلیون تومان .میگن چرا اینقدر گرون؟میگه ماله یه خانوم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده
|
|
- یه روز به یه رشتیه میگن بدو تو باغت دارن به زنت تجاوز میکنن!رشتیه میگه : آاوووووووووووووووووو... ۴تا درختو اسمشو گذاشتی باغ؟
|
|
- یه بچه تو قزوین گیر میافته، یه تاس بهش میدن و میگن: اگه 1 تا 5 بیاری ترتیبتو میدیم، میگه: اگه 6 بیارم چی؟ میگن: جایزهات اینه كه یه بار دیگه باید تاس بنداری!
|
|
- میدونید فرق دختری که توی خونه باباشه با دختری که توی خونه شوهرشه چیه ؟........اونی که توی خونه باباشه معمولا میخوره و میخوابه ولی تو خونه شوهرش اول میخوابه بعد میخوره!!
|
|
- به شپشه میگن: چرا سرما خوردی؟ میگه: آخه تو سبیلای یه موتورسوار بودم! میگن: خوب برو یه جای گرم مثل موهای آلت تناسلی زن! فرداش باز میبینند شپشه سرما خورده! میگن: مگه نرفتی اونجا كه گفتیم؟ شپشه میگه: چرا، دیشب رفتم، ولی صبح كه بیدار شدم باز تو سبیل موتورسواره بودم!
|
|
- Fuck You، یعنی چی؟ F یعنی: فدات شم، U یعنی: یو آر مای لاو، C یعنی: چاكرتیم، K یعنی: ... تو باسن زود باورت!
|
|
- دختر رشتیه یه دوست پسر داشته هر شب میومده خونشون ترتیب دختر رو میداده. خونه دختره این جور بوده كه از دم پنجره اول دختره میخوابیده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتیه. پسره هم هر شب از پنجره میومده همون اول ترتیب دختره رو میداده و میرفته. یه شب رشتیه با زنش دعواش میشه، زنه قهر می كنه میاد كنار پنجره میخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره میاد تو، همون اول میپره رو زنه و شروع میكنه به کار خیر، یه دفعه میبینه، اِه! این كه دختره نیست! در میاره و میپره رو دختره. رشتیه پامیشه به پسرش میگه: بابا جان بدو در ریم، یه یارو اومده از اون جلو همینجور داره ترتیب همه رو میاد جلو!!!
|
|
- طرف آرزو میکنه ... بابای آرزو میاد طرفو... !
|
|
- دکمه آخر کرست چون به دندان بازشد------ يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
|
|
- قزوينيه داشته تو خونش ترتيب بچهه رو ميداده٬ بچهه هم حين عمل داشته باگلهاي قالي بازي ميكردهقزوينيه شاكي ميشه٬ميزنه توسر بچه ميگه:بالام جان٬دل به كار بده!
|
|
- يه ماره ميره تو شرت عربه،ميگه :رخصت پهلوون..
|
|
- از زن رشتيه ميپرسن:شما موقع عشق بازي با شوهرتون صحبت مي كنين؟ميگه: اگه زنگ بزنه ، خب آره!!!!!!
|
|
- یک محققی داشته تحقیق میکرده که تو فرهنگ های مختلف زن رو سنبل چی میدونن.اول از رشتیه میپرسه:شما زن رو به چی تشبیه میکنین؟رشتیه میگه:زن مثل کتاب میمونه!وقتی خودت خوندی باید بدی دوست بخونه٬آشنا بخونه.!بعداز قزوینیه همینو میپرسه٬قزوینیه میگه:بالام جان٬زن مثل نوار میمونه!یک طرفش رو که گوش دادی ٬باید برش گردونی اونورش رو گوش بدی!بعد از عربه میپرسه٬عربه میگه: ولک زن مثل گوجه میمونه!شیش تاشو باید بکشی به یه سیخ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
- قزوینیه جلوی آیینه لخت میشه ...ون خودشو میبینه٬میگه :یار در خانه وما گرد جهان میگردیم!!!!!!!
|
|
- دختره میره مهمونی، میبینه دختر و پسر دارن میرقصن، فقط یك پسره آخره تیپ یك گوشه واستاده هیچكی باهاش نمیرقصه. دختره میره پیش رفیقاش، میگه: جریان چیه، چرا هیشكی با این نمیرقصه؟ رفیقاش میگن: بابا مگه تو رضا درجا رو نمیشناسی؟! یارو میگه نه. رفیقاش میگن: بابا این خیلی خطرناكه، با هركی میرقصه همون وسط رقص ترتیبشو میده! دختره كه حسابی چشمش طرف رو گرفته بوده باور نمیكنه، با خودش میگه: بابا مگه كشكه؟! من كه چغندر نیستم این یارو بتونه همین ریختی ترتیبم رو بده! خلاصه میره جلوی آقا رضا و یوخده قر و اطوار میاد و طرف هم دوزاریش میفته و میاد بهش پیشنهاد رقص میده. یك مدت كه میرقصن، یارو میگه: ببخشید، ممكنه یخورده لای پاتونو وا كنید؟! دختره میگه: كثافت نكبت! خیال كردی من كیم كه میخوای وسط رقص اینكارا رو بكنی؟! پسره میگه: كارمو كردم، میخواستم بكشم بیرون دیدم گیر كرده!!!
|
|
- - قزوینیه تو یك كوچة خلوت یك پسر خوشگل میبینه، میره جلو دست میكشه به سرش، میگه: بالام جان اسمت چیه؟ یهو بابای پسره از تو حیاط داد میزنه: اسمش حمیده، كان هم نمیده!!!
|
|
- زنه میره دكتر، میگه: آقای دكتر من صدام یكم كلفته، می خوام معالجش كنم. دكتره میگه : یه دارو هست ولی عوارض جانبی داره. زنه میگه: اشكال نداره، فقط صدام خوب بشه. دكتره هم دارو رو براش مینویسه. بعد از یه مدت زنه بر میگرده مطب دكتره، میگه: آقای دكتر، دمت گرم! من صدام خوب شد، فقط رو سینم یه كم مو درآوردم كه اونم به تخمم!!!
|
|
- رشتیه دخترشو میبینه داره به یه پسره لب میده، خیلی ناراحت میشه، به خودش میگه: این امروز لب میده، لابد فردا هم میره سینما، پس فردا هم لابد میخواد سیگار بكشه!!!
|
|
- دو تا دختره تو پارك به یك اواهه گیر میدن، هی بهش چشمك میزنند، براش عشوه میان، خلاصه كون خودشونو پاره میكنند، اواهه بهشون اهمیت نمیده. آخرش دخترا خسته میشن میرن پی كارشون. یك پیرمرده اونجا رو نیمكت نشسته بوده، برمیگرده به اواهه میگه: خاك بر سرت! من سن تو بودم، پشه رو تو هوا بلند می كردم! اواهه میگه: اِاِا..؟ خوب پس منم پشم!!
|
|
- اصفهو نيه ميگن دوس داري بچت دختر باشه يا پسر ميگه پسر چون پسر 1 سال پوشک ميخواد ولي دختر 50 سال
|
|
- به رشتیه میگن: شما تا حالا تو صف كسی رو هول دادین؟ میگه: نه، ولی یه بار هول شدم تو صف دادم!!!
|
|
- رشتیه تازه ازدواج كرده بوده. روز اول پا میشه، میبینه خبری از صبحونه نیست. به زنش میگه: خانم جان، صبحانه كجاست؟ زنش میگه: من فكر كردم شما میری سركار، صبحونه نمیخوری. رشتیه میگه: ببین خانم جان، ازین به بعد هر روز صبح، سنگگ تازه با كره و پنیرو مربا و عسل روی میزه، چه من باشم، چه نباشم! خلاصه میره سركار و ظهر بر می گرده، می بینه خبری از ناهار نیست. به زنش میگه: خانم جان، پس ناهار كجاست؟ زنش میگه: من فكر كردم شما سركارید، دیگه ناهار نپختم. رشتیه میگه: ببین خانم جان، ازین به بعد هر روز ظهر سر ساعت یك، ناهار، كته كباب و ترشیتره و باقالا قاتق باید سر میز باشه، چه من باشم، چه نباشم! خلاصه زنش یك چیزی حاضر می كنه، می خورند و رشتیه باز میره سر كار. شب برمی گرده، میبینه خبری از شام نیست. به زنش میگه: خانم جان! پس شام چیشد؟ زنش میگه: من فكر كردم دیگه شما هم صبحونه خوردید هم ناهار، دیگه شام نمی خورید. رشتیه میگه: ببین خانم جان، ازین به بعد هر شب ساعت نه روی این میز شامِ گرم حاضره، چه من باشم، چه نباشم! زنش شاكی میشه، میگه: خوب پس بگذار منم شرایطم رو بگم. ازین به بعد من باید هر روز صبح و ظهر و شب، سه نوبت بدم! چه شما باشید، چه نباشید!!!
|
|
- رشتیه میره خونه می بینه یه سیاهه رو زنشه. داد می زنه: دربیار!، دربیار! یارو در میاره. رشتیه میگه: اَه اَه! حالم بهم خورد، بكن تو! بكن تو!!
|
|
- زنه رشتیه بهش میگه: آقاجان! یه كفش واسه ما نخریدی ها! رشتیه میگه: ای خانم جان! تو كه لنگات همیشه هواست كفش میخوای چیكار ؟
|
|
- رشتیه میره قزوین، قزوینیا دنبالش میكنن كه ترتیبشو بدن. رشتیه از این كوچه به اون كوچه فرار میكنه تا میرسه به یه بن بست. با خودش میگه حالا چه گهی بخورم؟! كه یه دفعه یاد سریال امام علی میفته، میگه: ها! منم مثل عمر و عاص لخت میشم و نجات پیدا میكنم. سریع لخت میشه و قزوینیا هم كه همینو میخواستن میگیرن ترتیبش رو میدن! رشتیه با بدبختی بلند میشه با آه و ناله میگه: آی! پدر سوخته این صدا و سیما اونقدر سانسور می كنه كه آدم نمی فهمه آخر فیلم چی میشه!!!!
|
|
- لره برادرش میمیره، زننشو میگیره. شب عروسی زنه خیلی فریاد میزنه!! میگن مگه دختر بود؟!! میگه:" نه اون سوراخ واسه برارم بود!!! یه سوراخ سی خودم وا کردم!!!
|
|
- یه زن ...نده میره دکتر میگه: آقای دکتر می خوام سوراخمو تنگ کنید. دکتر نگاه میکنه میگه: این که غاره!!! غاره!!! غاره!!! زنه میگه چرا سه بار گفتید؟ دکتر میگه:"یه بار گفتم صدا پیچید!!!
|
|
- رشتیه میره دكتر، میگه اقای دكتر من هشت تا بچه دارم، دیگه نمیخوام بچه دار بشم. چیكاركنم؟ دكتره میگه: خوب عزیزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن. رشتیه میگه: آقای دكتر سر دو تای اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولی بچه دار شدیم. دكتره میگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتیه میگه: سر دوتای بعدی هم خانم قرص مصرف كرد ولی باز بچه دار شدیم. دكتره میگه: به خانمت بگو دیافراگم بگذاره. رشتیه میگه: سر دوتای بعدی هم همین كارو كردیم ولی باز فایده نداشت. دكتره شاكی میشه، میگه: خوب بابا كون لقت! اصلا نـ...نش!! رشتیه میگه: والله آقای دكتر سر دوتای آخر اصلاً نـ...رده بودیم!!!
|
|
- پسره خونشون خالی بوده، دوست دخترش رو دعوت كرده بوده. همین جور كه نشسته بودند، پسره به دختره میگه: شبنم جون قهوه میخوری؟ دختره میگه: نه مرسی، میل ندارم. پسره میگه: ببین اینجا اومدی، نمیخورم، میل ندارم، نمیخوام ، نمیدم نداریم ها!!!
|
|
- به فولکسی که 5 تا دختر توشه چی میگن؟ میگن فول ..س
|
|
- دختر به پسره میگه: شنیدی ماله عربا درازه؟ پسره میگه: آره! دختره: شنیدی میگن مال مکزیکیا کلفته؟ پسره :آره! دختره راستی اسم مال تو چیه؟ پسره: عبدالخلیل زاپاتا!!!
|
|
- رشتیه به زنش میگه: خانوووووم جان! برو یدونه از اون کاندومای آمریکایی بیار حال کنیم!!! زنه میگه: سد بار بهت نگفتم اون ماله مهموناست؟
|
|
- از قزوینیه میپرسن: شما تحصیل كرده اید؟! میگه: والله تحصیل كه نه، ولی بالامجان محصل زیاد كردم!!!
|
|
- آخونده و عربه و رشتیه سوار هواپیمای لوفتانزا بودن، موقع نهاركه میشه، یه مهماندار خوشگل براشون غذا میاره. دختره وقتی میخواسته غذا رو بذاره جلوی آخونده، سینه هاش معلوم میشه، آخونده میگه: خدایا به راه راست هدایتش كن! نوبت كشیدن غذای عربه میشه ، عربه هم پستوناشو میبینه، میگه: خدایا راست شده تو هدایتش كن!! نوبت رشتیه كه میشه، باز سینه های خانم پیدا میشه، میگه: خدایا تو راستش كن من هدایتش میكنم!!!
|
|
- قزوینیه میمیره، اون دنیا به علت 70 سال بچهبازی مستمر میندازنش قعر دوزخ، پیش اژدهای دو سر! یك مدت میگذره طبقههای دیگه جهنم هی صدای آه و اوه و داد و بیداد میشنیدن. بالاخره دو سه تا از فرشتهها میرن پیش رئیس جهنم میگن: این بیچاره گناه داره، بگذار از پیش این اژدها بیاریمش بیرون. اونم میگه باشه. همچین كه در سلول قزوینیه رو باز میكنن، اژدهای میزنه بیرون، حالا ندو كی بدو! فرشتهها بهش میگن: بابا خجالت بكش! آخه چرا داری در میری؟ اژدهای میگه: بابا این دهن منو سروریس كرده! الان دو ماهه گیر داده كه: بالام جان تو كه دو تا سر داری، پس اونیكی كانت كجاست؟!!
|
|
- رشتیه داشته با پسرش از یك دهی رد میشده، پسرش ازش میپرسه: باباجون، چرا این آقاهه داره پستونای این گاوه رو میماله؟! رشتیه میگه: واسه اینكه این آقا میخواد این گاوو بخره، میخواد مطمئن شه كه مریض نیست. پسره یهو هول میكنه، میگه: اِاِاِِِ...بابایی... یعنی اكبرآقا هم میخواد مامانو بخره؟!!!
|
|
- ضرب المثل قزوینی: اگر رفیق، رفیق باشه، آدم منت زنشو نمیکشه!!!
|
|
- دخترا روزای اول دوستیشون دائم حرفشون عوض میشه:"1. حرف بزن، دست نزن! 2. دست بزن، بوس نکن! 3. بوس بکن، توش نکن!!! 4. توش بکن، حرف نزن!!
|
|
- آرزو می کنم که مثل سنگ توالت بتونی ته دل مردم رو ببینی و صدای دل مردم رو بشنوی!!
|
|
- رشتیه میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفته رو زنشه، میگه: ببخشید آقا، شما؟ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله رو زنشه. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ رشتیه میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!
|
|
- یارو میره قزوین و بر میگرده. ازش می پرسند: چی شد، بلایی سرت نیومد؟ كاریت نكردن؟ میگه: نه بابا خیلی هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستیم عرق خوردیم و خلاصه خیلی هم حال داد. بهش میگن: بابا خوب فكر كن ببین كاری باهات نكردن؟ یارو دوباره میگه: نه والله، هیچی نشد، من كه چیزی یادم نمیاد... آهان! فقط یك چیزیو من آخر نفهمیدم، من همیشه وقتی عرق میخوردم فردا صبحش سرم درد میگرفت، این دفعه نمیدونم چرا فرداش ...ونم درد می كرد!!!
|
|
- رشتیه میره خونه میبینه رو قالی جای كفش هست. جای پاها رو دنبال میكنه می رسه به اتاق خواب، میبینه یكی سخت با زنش مشغوله. داد میزنه: مرتیكه بی ناموس! در بیار! در بیار! یارو جفت می كنه، میكشه بیرون. رشتیه شاكی میشه میگه: بابا اون صاحب مرده رو نگفتم كه، كفشاتو گفتم!!!
|
|
- معلم قزوینیه به شاگردش می گه:" درس که نمی خونی!! ...ونم که نمی دی!! پس چطوری می خواهی قبول شی؟!!"
|
|
- حاجی رفت پشت بوم ماه رو برای عید فطر رویت کنه، خشتکش پاره بوده!!! از پایین صدا زدن: پیداست!!!! حاجی میگه: من که ندیدم!! هرکی دیده بخوره!!!!!
|
|
- اگه گفتی ژاپنی ها به قزوین چی میگن؟ میگن:"تاتاشی توشه!!!"
|
|