- به مناسبت روز زن تونل رسالت افتتاح شد! امید است در روز مرد نیز برج میلاد افتتاح شود!!!!
|
|
- صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟!!! (انجمن حمایت از نیکی کریمی!!)
|
|
- قزوینیه می میره, به علت عظمت معامله، هركار میكردن نمیتونستن تو قبر جاش بدن. دست آخر ....یر آقارو میبرن و میکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش میکنن. چند وقت بعد زنش میاد پای قبرش میگه: مرد یادته میگفتم کلفته؟! حالا بـکـش
|
|
- بچه رشتی گنجشك مرده می بینه می گه بابا جان بابا جان گنجشك مرده چرا پاهاش بالایه باباش می گه پسرم گنجشك كه می میره فرشته ها می آن ببرنش به اسمان به بهشت . فردا دختره زنگ می زنه می گه بابا جان باباجان مامان افتاده مرده پاهاش بالایه عباس آقا هم افتاده روش نمی ذاره مامانو ببرن بهشت
|
|
- به یه رشتی میگن : بی غیرت شنیدی سه تا مرد زنت رو بردن توی جنگل و ك ... ش گذاشتن؟ رشتیه میگه بابا اینا جنگل ندیدن كه . چهار تا درخت بوده بهش میگن جنگل
|
|
- نیروی انتظامی به یك رشتیه گیر میده كه تو میخواستی این بچه رو بـ...نی. رشتیه میگه: قربان این حرفا چیه؟! من خودم بچه ...ونیم!!!
|
|
- رشتیه میره خونه، زنش با چشم گریون بهش میگه: خاك بر سر بی غیرتت كنن! یه یارو منو وسط خیابون ...رد! رشتیه خیلی شاكی میشه و به غیرتش بر میخوره، میگه: بیا نشونم بده ببینم كدوم بیناموسی بوده تا خواهر ماردشو یكی كنم! زنه میبردش جلوی یك قهوه خونه، یك یارو سبیل كلفته رو نشون میده، میگه اون یارو بود. رشتیه میگه: اونو میگی؟ بابا ولش كن، این بابا دیوونست! خود منم تا حالا بیست بار وسط خیابون ...رده!!
|
|
- قزوینیه حوصلش سرمیره، زنگ میزنه ...ونكلوپ(!) یك ...ون سفارش میده!! بعد از بیست دقیقه درِ خونش رو میزنن، میره از چشمی نگاه میكنه میبینه یك یارو غول بیابونی با تریپ خلافی پشت در واستاده! قزوینیه میپرسه: بالام جان با كی كار داری؟ یارو با صدای كلف میگه: مارو از ...ونكلوپ فرستادن!! قزونیه زود درو قفل میكنه، زنگ میزنه ...ونكلوپ میگه: بالام جان این ...ونی كه فرستادید، تفهیم نكردید كه اومده ...ون بده یا ...ون بكونه؟!!!
|
|
- قزوینیه یه بچه خوشگل مهمونش بوده، هی میخواسته بـ...ندش ولی نمیدونسته چطور حالیش كنه. تو همین احوال، یكی در میزنه. قزوینیه میره دم در بعد از یه مدتی شاكی بر میگرده، پسره میگه: چی شده؟! قزوینیه میگه: هیچی این پسر همسایه بود، میگفت: بابام گفته یه كاسه تف بدین، مهمون داریم میخوایم بـ....نیمش! میبینی بالام جان چه مردم بی ملاحظهاین؟! نمیگن ما خودمون هم مهمون داریم!!!
|
|
- رشتیه اسم دوست دخترش شیرین بوده، یك تریپ خیلی عاشقپیشه بازی در میاره رو ...یرش اسم دوست دخترش رو خالكوبی میكنه، منتها وقتی ...یرش خوابیده بوده فقط یك "ن" دیده میشده. یك بار رفته بوده حموم عمومی، میبینه رو ...یر یك عربه هم فقط یك ن معلومه. خلاصه یوخده به دوست دخترش شك میكنه، یهو ...یر عربه بلند میشه، میبینه روش نوشته: شركت فراوردههای نفتی ایران و عربستان!!!
|
|
- زنه میره دكتر زنان، میگه: آقای دكتر این شوهر من یك بند نق میزنه كه تو خیلی گشادی، شما لطفاٌ منو یك معاینه كنید بهش بگید بیخود حرف نزنه! خلاصه زنه آماده میشه و دكتره میره یك نگاه میكنه، میگه: اَااه! خوب بیچاره شوهرتون حق داره! .... بیچاره شوهرتون حق داره!! زنه خیلی ناراحت میشه، میگه: آقای دكتر، حالا حتماٌ باید دوبار میگفتین؟! دكتره میگه: خانم به خدا من یك بار گفتم... دفعة دوی انعكاس صدام بود!!!
|
|
- از یه رزمنده قدیمی می خوان از خاطرات دوران جنگ تعریف كنه! رزمنده سابق میگه: روز عملیات بود ما داشتیم پیش میرفتیم كه یهو رسیدیم به سیم خواردار! سیما رو پاره كردیم پریدیم رو مینا! ای حال داد!!!!!!
|
|
- شباهت هویج با دامن کوتاه چیه ؟ جواب :هویج چشمه خانم ها را قوی می کنه ، ولی دامن کوتاه چشمه آقایون رو ...
|
|
- شب عروسیه قزوینیه بوده، رفیقاش شلوغ میكردن و با ماشین بوق میزدن. قزوینیه شاكی میشه، میگه: یه عمر ...ون كردیم كسی نفهمید، یه شب میخوایم یك ...س بكنیم همه شهر فهمیدن!!!
|
|
- یه یارو داشته از تو قزوین رد میشده میبینه، ملت همه وسط خیابون جمع شدن معاملشون رو هوا كردن! از یكی میپرسه چرا اینجوری كردین؟! میگه: بالامجان رادیو گفته بارون میاد، ما گفتیم شاید این سری با ...ون بیاد!!!
|
|
- قزوینیه داشته یه بچهه رو تو باجه تلفن میكرده، یه دفعه یه بسیجیه سر میرسه با لگد میزنه تو در میگه: بی پدر داری چه غلطی میكنی؟! قزوینیه هم شاكی میشه میگه: بالام جان چه خبرته با لگد میزنی تو در؟! خوب شد حالا ...یرم رفت تو کان این بچه؟! دلت خنك شد؟!!!
|
|
- تو جبهه با رشتیه مصاحبه می كنن، ازش می پرسن: شما اینجا تا حالا شاهد امداد غیبی هم بودید؟ رشتیه میگه: اووو...فراوون! من برای خودم پیش اومده! مصاحبهگره خوشحال میشه، میگه: میشه برای بینندگان تعریف كنید؟ رشتیه میگه: والله من نمی دونم چه حكمتیه، من اینجا جلق می زنم، خانم تو رشت حامله میشه!!!
|
|
- رشتیه برای بار اول تو زندگیش اتوبوس دو طبقه میبینه، میره جلو از رانندش میپرسه: آقاجان، این اتوبوس كجا میره؟ شوفره میگه: انقلاب. رشتیه یكم مكث میكنه، میپرسه: ببخشید، طبقة دومش كجا میره؟! شوفره فكر میكنه طرف سر كارش گذاشته، برمیگرده میگه: میره به ...س ننة تو! رشتیه با تعجب میگه: اووو! یعنی شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!!
|
|
- وجدان تو مثل اسپرم می مونه که میخواد از تو آدم بسازه.اما افسوس نفست مثل کاندوم اجازه نمیده توی ...ونی آدم بشی!!!
|
|
- رشتیه به زنش میگه خداوکیلی تا حالا چند نفر کنارت خوابیدن؟زنه میگه خداوکیلی فقط تو کنارم خوابیدی بقیه تا صبح بیدار بودن
|
|
- طبق آخرین اخبار از دادگستری ..س خل بودن جرم نیست. آزادانه به کارت برس!!!
|
|
- 70 راه برای شادی یک زن وجود دارد 1- بهش بگی دوسش داری 2- 69بار بکنش!!!
|
|
- قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکس نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت پریوده؟!!! قزوینه میگه نبابا اسهال داره!!!!
|
|
- قزوینیه یک بچه سفید و ترگل برگل رو بلند میکنه میبره خونه میگه بیا بهت رانندگی یاد بدم!!! خلاصه لخت میشه و اونجاشو می ده دست بچه میگه بیا این دنه یک این دنده دو، سه، چهار و اینم دنده عقب!!! یاد گرفتی؟!!! بچه میگه آره!!! قزوینه میگه حالا وقتشه تمرین کنی!!! بچه شروع میمه دنده یک، دو، سه، چهار..... بعد یک دفعه شروغ میکنه تخم قزوینه رو میگره فشار میده!! قزوینه شاکی میشه میگه: هنوز دنده ها رو یاد نگرفتی دست به بوقم میزنی!!!؟!!
|
|
- یارو لره به دختر دهشون تجاوز میكنه. میبرنش پیش قاضی. قاضی بهش میگه: مرتیكه! چرا این كارو كردی؟ لره میگه: آقای قاضی! شب مهتو، لب اُوْ، تو بیدی نمی...ردی؟! قاضی میگه: نه! لره میگه: برو گی تِ بخور!!
|
|
- رشتیه میخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشین میگیره، به زنش میگه خانم جان! شما اینجا صبركن. خودش سوار ماشین میشه، تفنگ در میاره میذاره رو شقیقه راننده، میگه: برو! یارو رو میبره توجنگل وصحرا. میگه: یالا ...لق بزن! یارو میزنه. میگه دوباره بزن! یارو بازم میزنه. بعد سوار میشن برمیگردن. رشتیه به زنش میگه: خانم جان! خیالت راحت باشه، زهرشو گرفتم
|
|
- رشتیه وسط روز میره خونه از پشت شیشه میبنه یه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هی میگفته: بازم بـ...ن! بازم بـ...ن! یارو هم میگه بابا دیگه چقدر بكنم؟! تا ...ایه هام رفته تو! زنه میگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. یارو قاشق ور میداره كه یهو رشتیه میپره تو داد میزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه دیگه با اون قاشق غذا بخورم!!
|
|
- رشتیه شب عروسیش بوده، بهش غذا نمیرسه. خیلی شاكی میشه و تا آخر همینجور اخماش تو هم بوده. آخر شب میشه بهش میگن: بیا بروتو حجله، عروس خانم منتظره. رشتیه با همون اوقات تلخ میگه: هر پدرسگی كه كبابشو خورده ، بیاد .....سشم بكنه!!!
|
|
- زنه میره میوه فروشی، میگه: آقا خیار كیلو چنده؟ یارو میگه: دویست پنجاه تومن. زنه مانتو شو باز میكنه، میگه:حالا چنده؟ یارو میگه: دویست تومن! زنه پیرهنشو درمیاره، میگه: حالا چند؟ یارو میگه: صد و پنجاه تومن! زنه دامنشم درمیاره میگه حالا چند؟ یارو میگه صد تومن! خلا صه زنه همینجوری لباساشو در میاره یارو هم میگه: پنجاه تومن، بیست تومن، ده تومن، پنج تومن، چهار تومن، سه تومن، دو تمون، یه تومن،..آااااه!.... دویست و پنجاه تومن!!!
|
|
- یارو سبیل كلفته داشته تو یك جمعی تعریف میكرده كه آره ما با كاروان داشتیم میرفتیم، یه دفعه راهزنا ریختن همه ملت رو یا كشتن یا تریبشونو دادن! بعد نگاه میكنه می بینه بقیه دارند چپ چپ نگاش می كنند، برمیگرده میگه: البته ما رو كشتن!!!
|
|
- قزوینیه میاد خونه، میگه: خانم یه خبر خوب دارم یه خبر بد، كدومشو اول بگم؟ خانمش میگه: اول خبرِ بد رو بگو. قزوینیه میگه: بچمون ...ونی شده! زنه ناراحت میشه میزنه تو سرش و گریه میكنه. بعد از یك مدت گریه زاری، میگه: خوب حالا خبر خوبت رو بگو. قزوینیه میگه: ولی نمیدونی چه ...ـونـی شده!!!
|
|
- از یه قزوینیه می پرسند:اسم این شرتایی که میره لا باسن چیه؟میگه:نخ در بهشت ببم جان!
|
|
- قزوینیه وارد یك جمع میشه، با همه از دم روبوسی میكنه به جز یك نفر كه فقط باهاش دست میده. یارو شاكی میشه، میگه: چرا منو ماچ نكردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو گذاشتم بك...م!!!
|
|
- رشتیه میره خونه میبینه یكی روی زنشه، برق رو قطع میكنه میگه: جواب ابلهان خاموشی است
|
|
- ماه به خورشید میگه: این آدما خیلی بیجنبه هستند، هر شب میافتند روی هم، ما چیزی نمیگیم، سالی یه بار كه ما میریم روی هم، همه با دوربین و تلسكوپ نگاهمون میكنند
|
|
- بچهه با خالش میره بیرون یه خره رو میبینه، ..یرخره رو نشون میده به خالش میگه: این چیه؟ خالش میگه: هیچی عزیزم بیا بریم. فردا بچهه با باباش میره بیرون بازم ...یر خره رو میبینه به با باباش میگه: بابا، این چیه؟ باباش میگه: این ...یر خره. بچهه میگه: پس چرا خاله گفت هیچی نیست؟ باباش میگه: آخه برای خالت این هیچی نیست!!!
|
|
- یكی ازین لات و لوتای هیكلیه تهرونی میره تو یك عرق فروشی تو رشت. خلاصه یك گیلاس عرق سفارش میده، میره وسط سالن وامیسته، یك ضرب گیلاسشو میره بالا و میگه: اونایی كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسی مشكلی داره؟! ملت همه جفت می كنند، هیچكی صداش در نمیاد. بعد یك گیلاس عرق دیگه میگیره، یكجا میره بالا، میگه: اونایی كه طرف راستم نشستن، همشون زن قحبن! كسی مشكلی داره؟! باز كسی خایه نمیكنه چیزی بگه. یهو یك رشتیه هیكلی از طرف راست بلند میشه، آروم-آروم میاد طرف یارو. یارو میگه: عمو! شوما مشكلی داری؟! رشتیه میگه: نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!!!
|
|
- پسر كه بره خواستگاری میگن: اومدیم از باغچهتون گل بچینیم. دختر كه بره خواستگاری میگن: اومدیم شلنگ ببریم، گلمونو آب بدیم!
|
|
- یه مورچه با سرعت داشته از روی شكم یه زنه میدویده، دوستش بهش میگه: با این عجله كجا میری؟ مورچه میگه: ازش لب گرفتم، میرم ترتیبشو بدم!
|
|
- تو جنگل داشته نسل همه ی حیونا منقرض می شده ,اطلاعیه پخش می کنن که همه باید جفت گیری کنن و کسی حق نداره از کاندوم استفاده کنه , یک روز شیره می بینه خره یک کنار نشسته ,ماملش راست شده ,داره آه و آوه می کنه ,شیره میگه : خوب گوساله مگه نگفتم از کاند وم استفاده نکنی! خره میگه :به خدا تقصیر من نیست ,این ماره گفت بیا برات ساک بزنم
|
|
- پسره به دختره: نترس تا 10 بشمری تموم می شه!!! دختره: 1-2-3-4-5-6-7 اوه!! 7 جون، ، بازم 7، دوباره 7، وای 7، آه 7 آخ 7....
|
|
- پلیس به راننده مرد: بکش بغل بیا پایین!! پلیس به راننده زن: بیا بغل، بکش پایین!!!
|
|
- تو بندر عباس مار ماهی می گیرن تو دبی عربه میفته تو آب!!!!
|
|
- معلم پسرم 5+5 چند میشه؟--- شاگرد: آقا ... .... .... 11 میشه!!! معلم: احمق دستتو از تو جیبت در بیار!!!
|
|
- سه اسم دیگر ...ـیر : 1. کماندو: چون از عقب و جلو حمله می کنه!!! 2. شایعه: چون تو دهنا میچرخه!!!! 3. جنتلمن چون به احترام خانوما بلند می شه!!!
|
|
- از زن رشتیه میپرسن: نظر شما راجهع به شوهرتون چیه؟ میگه: والله این شوهر من مثل موبایل میمونه! میپرسن: آخه چه ربطی داره؟! زنه میگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نیست، شبم كه آنتن نمیده!!!
|
|
- رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه، میگه:خانم جان، اینو از كجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم!!!
|
|
- پسر رشتیه با پسر قزوینیه رفیق بوده و هر روز كار اینا این بوده كه قزوینیه به رشتیه یك پولی میداده و مشغول میشده! یه روز پسر رشتیه با باباش تو یك مغازه واستاده بوده كه یه دفعه سر و كله قزوینیه پیدا میشه و به پسره میگه: بیا بریم! رشتیه میگه: بابا مگه نمیبینی بابام اینجاس؟! ضایع بازی در نیار! قزوینیه گیر میده كه همین الان باید بیای، بهت 300 تومن میدم! رشتیه میگه: بابا چرا حالیت نمیشه؟! میگم نمیشه، جلو بابام ضایع نكن! خلاصه از قزوینیه اصرار واز رشتیه انكار، تا اینكه باباهه بر میگرده و میگه: پسرجان، یك دقیقه بیا اینجا كارت دارم! پسر رشتیه میرینه به خودش، با ترس لرز میره پیش باباش میگه: بله بابا؟! رشتیه میگه: باباجان میری یا خودم برم؟!!!
|
|
- قزوینیه میره پرورشگاه یك بچه رو به فرزندی قبول كنه، مسؤول اونجا ازش میپرسه: بالامجان، میـ...نی یا میبری؟!!!
|
|
- قزوینیه داشته ترتیب بچهه رو می داده!!! وسط كار یهو منكرات میریزه، اینم برای اینكه صحنه سازی كنه، به بچهه میگه بیا حالا تو منو بـ....ن. بچهه هی داشته سعی میكرده، نمیتونسته، در همین هین افسره میرسه، زیپ شلوارشو میكشه پایین، میگه: بالامجان بیا كنار، این كارا بچه بازی نیست!!!
|
|