خارج از محدوده
سکس یعنی ...
User Rating: / 77
  • سکس یعنی خوردن لب درشت، گرفتن سینه تو مشت، مالیدن کس با انگشت کردن تو ..ون از پشت
 
فیل و شتر
User Rating: / 20
  • فیله به شتره میگه تو چرا پستونات رو کمرته شتره به فیله میگه: مگه تو ...یرت تو دهنته ما حرفی زدیم؟
 
اسپرم
User Rating: / 12
  • استاد: اسپرم از پروتئین ویتامین و قند تشکیل شده است. یکی از دخترها: استاد پس چرا شیرین نیست؟ استاد: دخترم شیرینی با نوک زبون حس میشه نه با ته حلق
 
بابا ترسو
User Rating: / 3
  • پسره به مامانش ميگه: نمي‌دونستم که بابا اينقدر ترسوئه؟ مامانش ميگه: از كجا فهميدي عزيزم؟ پسره ميگه: آخه شبهايي که تو نيستي، بابا ميره خونه همسايه مي‌خوابه
 
منجی عالم حشریت
User Rating: / 2
  • بسیجی ها میدونید به جنده چی میگن؟ میگن منجی عالم حشریت!
 
سایز سوتینت چنده؟
User Rating: / 2
  • به پیره زنه میگن سایز سوتینت چنده؟ میگه من از این سوسول بازیا خوشم نمیاد میکنم تو شلوارم!!!
 
من حوصله بچه مچه ندارم
User Rating: / 8
  • بچه به معلم میگه: خانوم معلم، من از شما خوشم میاد، معلم میگه: من حوصله بچه مچه ندارم، بچه میگه: خوب جلوگیری می‌كنیم
 
زهره شوکت
User Rating: / 62
  • دیدی آخرش چه جوری خدا تقاص شوکت رو داد اون از بهروز که ..ونده در اومد اونم از زهره که جنده در اومد!!!
 
کامپیوتر
User Rating: / 16
  • به لره میگن کامپیوتر داری؟ میگه کامپیوتر چیه آدم باید خایه داشته باشه!!
 
هنوز از پلاستیك در نیومده
User Rating: / 2
  • یك بابایی دوتا ...س بلوچ بلند میكنه، میبره خونه. اونجا بهشون میگه: شما دوتا تو این اتاق لخت شید تا منم آماده شم. خلاصه خودش میره تو اتاق بغلی، لباساشو در میاره و یك فروند كاندوم فرد اعلا هم میكشه رو حضرت معامله و برمیگرده تو اتاق. تا میاد تو، یكی از كسا برمیگرده به اون یكی میگه: اوره ماه پری سی كن چون نوكین ...یری داره آنگه ش پلاستیك در نبوته!! (الترجمه الپارسی(!): ماه‌پری ببین چه ...یر نویی داره، هنوز از پلاستیك در نیومده!!!)
 
بوسه یعنی
User Rating: / 3
  • بوسه یعنی اتصال سیم های مثبت و منفی  یک جریان برق 66000 ولتی  که اگه زیاد طول بکشه فیوز مرکزی بدجوری میزنه بیرون!!
 
فریزر
User Rating: / 3
  • خروسه شلوغ می کرده میزارنش تو فریزر فرداش در فریزرو باز می کنن می بیین خروسه حسابی عرق کرده  میگن تو چرا یخ نزدی؟ میگه از دیشب هر کاری کردم لنگای مرغه باز نشد که نشد
 
اتو
User Rating: / 1
  • یزدیه داشته لباساشو اتو می‌كرده، زنش از تو آشپزخونه داد میزنه: داری چیكار مكنی؟ یزدیه میگه: مگه كوری زن؟! ‌دارم اتو می‌كنم. زنه میگه: حالا چرا اتو می‌كنی؟ بیا ایتو بكن!!!
 
منگوله داشته باشه
User Rating: / 5
  • زنه میره كفاشی، میگه: آقا یك كفش میخوام پشتش باز باشه، جلوش هم منگوله داشته باشه. كفاشه یك نگاهی بهش میكنه، میگه: خانم یهو بیا پاتو بكن تو ...ون من!!
 
اینی كه شما میگید قیمت خریدشه
User Rating: / 4
  • زنه میره پارچه فروشی خرید میكنه،‌ بعد به فروشنده میگه: چقدر میشه؟! یارو میگه:‌خانم شما نمیخواد پول بدین، بجاش یه دور از جلو به من بدین! زنه میگه:‌ حاج‌آقا اینجوری كه خیلی گرون میشه! اگه میخواین من یه دور از عقب بهتون میدم! یارو میگه: ‌نه خانم این كه خیلی كمه! به جون بچه‌هام اینی كه شما میگید قیمت خریدشه!!!
 
پرویز دهن لقه
User Rating: / 2
  • رشتیه مادرشو میبره دکتر، دکتر میگه برای سلامتیش باید پرهیز کنه!! رشتیه میگه دکترجون خودت بکن پرویز دهن لقه!!!!
 
شباهت سینه با روزه
User Rating: / 2
  • می دونی شباهت سینه با روزه چیه؟ هر دو رو هم میشه گرفت هم میشه خورد!!
 
سنگ سپیدی نشسته بودم
User Rating: / 4
  • بر سنگ سپیدی نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه می طلبیدم باد فرا رسیدنت را به مشام جان نواخت و من از خود بی خود شدم دقایقی بعد زانوهایم لرزید و من سرخ شدم زرد شدم و تو آمدی من سیفون را کشیدم آب تو را برد!!!
 
حاصل ازدواج ایرانی با ژاپنی
User Rating: / 5
  • حاصل ازدواج ایرانی با ژاپنی: یک بچه چشم تنگ کون گشاد
 
فرش مهستان
User Rating: / 2
  • کلفت و پشمالو لایق زیر شما!!!!! فرش مهستان!!!
 
سنجاب نایاب
User Rating: / 2
  • یارو بارفیقش میخواستن دو تا سنجاب نایاب رو از مرز خارج كنن،‌ میگن:‌ چی كار كنیم نگیرنمون؟ ور میدارن سنجابا رو میگذارن تو شورتشون. پاسگاه اولی رو رد میكنن، دومی روهم رد میكنن، سومی كه میرسن، یكیشون سنجابه رو در میاره پرت میكنه بیرون. پلیس هم میگیرتشون، تو زندان رفیقش بهش میگه: آخه مادرقحبه! تو كه تا اینجا اومده بودی، یكم دیگه هم صبر میكردی، از مرز رد شده بودیم.آخه چه مرگت بود یهو سنجابه رو در آوردی؟! یارو میگه: آخه بابا این سنجاب سر پاسگاه اول فكركرده بود تخمای من فندقه، سر پاسگاه دوم فكر كرده بود ...ون من لونشه، به سومی كه رسیدیم میخواست فندقا رو ببره تو لونش!!!
 
بهشت
User Rating: / 4
  • یارو می‌میره، میره بهشت . روز اول جبرئیل میاد، میگه: میخوام جُمجُمت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم. روز بعد میاد میگه:‌ میخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم. یارو شاكی میشه، میگه: بابا نخواستیم! اصلاً من میخوام برم جهنم! جبرئیل بهش میگه: باباكجا میخوای بری؟! اونجا پدرت رو در میارن، چوب تو ...ونت میكنن. میگه: بازم اون ‌بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!!!
 
شما شغلتون چیه
User Rating: / 4
  • دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسی، همینجور داشتند از هر دری صحبت می كردند. یكیشون بر می گرده به اونیكی میگه،‌ شما شغلتون چیه؟ یارو جواب میده: والله من كارم نسبتا ‌ راحته، صبح پا میشم صبحونه می خورم، میرم بیرون ‌یك دوری اطراف می زنم،‌ میام خونه دوش میگیرم، دوباره می رم بیرون،‌یك مقدار تو خیابون پرسه می زنم،‌ میام خونه دوش میگیرم، بعد ناهار می خورم، می رم بیرون ‌یك مقدار می گردم،‌ دوباره میام خونه یك دوش می گیرم، بعد می رم باز چند ساعت قدم می زنم، بر می گردم خونه دوش میگیرم، می خوابم... شما شغلتون چیه؟ اونیكی زنه جواب می ده: والله منم مثل شما جندم، ‌منتها اینقدر وسواس ندارم!!!
 
بالاخره خدا دعاهامو مستجاب كرد
User Rating: / 2
  • زنه میره پیش كشیش محلشون، میگه: پدر من یك مشكل بزرگ دارم! كشیشه میگه: مشكلت چیه فرزندم؟ زنه میگه: پدر من دو تا طوطی ماده دارم كه فقط بلدن یك جمله بگن، اونم اینه كه: ‹سلام، ما دو خیلی حشرییم! میخواین با هم یك حالی بكنیم؟!!› من هركار از دستم برمیومده كردم، ولی این دوتا این عادتشون رو ترك نمیكنن. كشیشه كف میكنه، میگه: والله راه حلی به ذهنم نمیرسه، ولی من یك دوستی دارم كه چندتا پرنده داره، شاید اون بتونه مشكلت رو حل كنه. خلاصه كشیشه میره با دوستش مشورت میكنه و قرار میشه كه طوطیا رو بیارن بگذارن تو قفس طوطی نر دوستش كه یارو بهش یاد داده بوده انجیل بخونه و خیلی پرهیزكار بوده، بلكن طوطیای خانم به راه راست برگردن! خلاصه طوطیا گمراه رو میگذارن تو قفس طوطی پرهیزگار، طوطی لاشیا میبینن گوشة قفس یك طوطی نشسته با عینك ته استكانی داره با صدای بلند انجیل میخونه! خلاصه كف میكنن ولی به روی خودشون نمیارن و دوباره شروع میكنند همون جملة همیشگیشون رو تحویل میدن كه: سلام، ما دو خیلی حشرییم! میخوای با هم یك حالی بكنیم؟! اینو كه میگن، طوطی نره انجیلش رو میبوسه آروم میگذاردش زمین، یك نگاهی به بهشون میكنه، میگه: سبحان الله! بالاخره خدا دعاهامو مستجاب كرد!!!
 
اگه میدونستم
User Rating: / 1
  • پسره شب خونشون خالی بوده، زنگ میزنه دوست‌دخترش بیاد. خلاصه دوتایی میشینن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نم‌نمك عرق سگی هم مینداخته بالا. یكی دو ساعتی میگذره و حاج آقا پاك مست میكنه و آمپر حشر هم میزنه بالا و یهو میره واسه زیر یخم حاج خانوم!! بعد یك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ریزان بلند میشه، خیلی ناراحت و دمغ میگه: عزیزم، به خدا اگه میدونستم پرده داری، بهت دست نمیزدم!! دختره هم با هزار بدبختی بلند میشه میگه: آره نكبت! منم اگه میدونستم میخوای همچین كاری باهام بكنی، لااقل شلوار لی‌مو در میاوردم!!!
 
كلاهت كو؟
User Rating: / 1
  • شیره میخواسته بره مسافرت،‌ خرگوشه رو جای خودش میگذاره سلطانِ جنگل. خرگوشه هم روز اول میگه: ‌برین اون روباه پدرسوخته رو بیارین. میرن روباهه رو میارن، هنوز تو نیومده، می‌توپه بهش كه: پدرسوخته، تو كلاهت كو؟! دستور میده روباهه رو ببندن به یك درخت،‌ همه حیوونای جنگل بیان یك دور بـ...نن! دو روز بعد دوباره روباهه رو احضار میكنه، باز تا میاد تو بهش میگه: مادرقحبه! تو كلاهت كو؟! باز میده ببندنش به درخت و همه حیوونا ترتیبشومیدن. ‌ خلاصه چهار پنج روز همینجوری میگذره، آخر روباهه شاكی میشه،‌ زنگ میزنه به موبایل شیره و میگه بابا این چه افتضاحیه؟! این ریختی پیش بره،‌ این خرگوش تاج و تختت رو به باد میده. شیره هم زنگ میزنه به خرگوشه میگه: بابا،‌ بیخودی كه نباید به ملت گیر بدی! یه گیری بده كه شاكی نشن. خرگوشه میگه:‌ یعنی چی؟ میگه: مثلا فردا روباهه رو بفرست برات سیگار كِنت بخره. اگه پایه كوتاه خرید بگو چرا بلندشو نخریدی،‌ اگه بلند خرید بگو چرا كوتاهشو نخریدی، بعد هم ترتیبش رو بده! خرگوشه میگه:‌ خوب، یادگرفتم. فردا باز روباهه رو احضار میكنه و میگه برو یك بسته سیگار كنت بخر. روباهه میاد تیزبازی دربیاره، میره هم سیگار پایه بلند می‌خره هم پایه كوتاه. خلاصه برمی‌گرده تو كاخ، پایه كوتاهه رومیده، میگه: قبله عالم به سلامت! اینم سیگار كنت. خرگوشه زود میگه: ‌پدرسوخته، من پایه بلندشو می‌خواستم! روباهه هم درجا دست می‌كنه بسته پایه بلند رو میده. خرگوشه میبینه رودست خورده، ‌پاك شاكی میشه، میگه: ‌اصلا كس‌كش تو كلاهت كو؟!!!
 
‌اون انمه
User Rating: / 1
  • یه روز یه رشتیه با زنش میره سینما، فیلم سوپر ببینند. وسطای فیلم زنه حشری میشه و دست میكنه تو شلوار مرده. مرده میگه: گرمه؟! زنه میگه:‌آره. مرده میگه:‌ نرمه؟! زنه حشری میگه: آااره. میگه: كلفته؟! میگه:آاای...آره! رشتیه میگه: ‌اون انمه!!!
 
‌به خدا راست می‌گن
User Rating: / 1
  • رشتیه رفیقش رو تو خیابون میبینه، میگه: هی میگن ‌تركا خرن، تركا خرن، ‌به خدا راست می‌گن! رفیقش میگه: چطور مگه؟ میگه: مثلاً این اصغر آقا، مرتیكه تركِ خر! خودش زن داره‌ ها، ولی میاد زن منو می...اد!!!
 
من برم ماست بگیرم
User Rating: / 2
  • لره به پسرش میگه: 500 تومن بگیر 200 سی خودت300 تومنش رو ماست بگیر. پسر میگه:نیروم!! لره: 1000 تومن بگیر 500 سی خودت 500 تومن رو ماست بگیر! پسر: نیروم! لره: 2000 بگیر 1000 سی خودت 1000 ماست بگیر!! پسر: نیروم!!  لره: پوفیوز پس تو بیا ننتو ب...کن من برم ماست بگیرم!!
 
شباهت پیاز با پیر زن
User Rating: / 1
  • شباهت پیاز با پیر زن:هر دوشون وقتی لخت می كنند اشك آدم رو در میارند.
 
بالام جان، مام همشهری هستیم
User Rating: / 1
  • قزوینیه داشته از میدون انقلاب رد میشده، می‌بینه از پنجره طبقه سوم یه خونه یه ...ونِ سفید و تپلی زده بیرون! خلاصه میره زنگ میزنه میگه: بالام جان، مام همشهری هستیم، هوام گرمه، این درو بزن بیایم بالا بالاخره صواب داره! یارو میگه: برو بالام جان خدا روزیتو جای دیگه بده!‌ ما خودمان اینجا 5 نفریم، کانِ بچه داغ کردست گذاشتیم خونک شود
 
غم انگیزترین نقاشی تو دنیا
User Rating: / 0
  • به قزوینیه میگن غم انگیزترین نقاشی تو دنیا بكش!!!!!!!! یه ...ون بی سوراخ میكشه
 
حالا بـِکـِش
User Rating: / 1
  • قزوينيه ميميره, به علت عظمت معامله، هركار ميكردن نميتونستن تو قبر جاش بدن. دَست آخر ...ير آقارو ميبرن و ميکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش ميکنن. چند وقت بعد زنش مياد پاي قبرش ميگه: مَرد يادته ميگفتم کلفته؟! حالا بـِکـِش
 
بالام جان چه خبره؟
User Rating: / 0
  • قزوینیه توی یکی ازین محله های پرت ،کنار یک درخت تق یکی از این بچه ردیفارو می‌گذاشته، یهو اماکن و نیروی انتظامی و پلیس 110 همه محاصرش میکنن! قزوینیه داد میزنه: بالام جان چه خبره؟! حالا خوب شد هولم کردید گذاشتم به کان بچة مردم؟!!!
 
یزدیه و قزوینیه
User Rating: / 0
  • یزدیه و قزوینیه كنار هم خوابیده بودن، یهو قزوینیه شروع میكنه مالوندنِ در یزدیه. یزدیه از خواب میپره، نفس زنون میگه: چَ كا میكنی؟! قزوینیه خودشو جمع و جور میكنه، میگه: هیچی بالام جان، شوخی میكنم! یزدیه یك اخمی میكنه و یكم میره اونورتر و میگیره میخوابه. بعدِ چند دقیقه دوباره قزوینیه شروع میكنه مالوندن درِ بندة خدا. دوباره یزدیه از خواب میپره و قزوینیه میگه شوخی میكردم. بار سوم به همین منوال یزدیه از خواب میپره، میگه: چَ كا میكنی؟! قزوینیه میگه: بالام شوخی میكنم! یزدیه شاكی میشه، میگه: دِ بی پدر، او ...یر راست و ای ....ون لخت كه شوخی ور نمیداره!!!
 
محرم همه
User Rating: / 0
  • می دونی کی محرم همه هست؟ سوپر مارکت سر کوچه!. می دونی چرا؟ چون به همه شیر میده
 
پنج تا موز
User Rating: / 0
  • چهار تا دختر میرن میوه فروشی میگن آقا پنج تا موز بده مرده میگه شما كه چهار نفرید؟ میگن خوب آخه میخوایم یكیشم بخوریم
 
عضو پرکار
User Rating: / 1
  • ...ون عضو پرکاریه چون وقتی خوشحالی تو ...ونت عروسیه! وقتی کرم داری ...ونت می خواره! وقتی تنبلی ...ونت گشاده!! وقتی حرصت میگیره ...ونت می سوزه وقتی بقیه رو حرص میدی ...ون خودت خنک میشه وقتی اعصابت خراب می شه ...ونت پاره میشه!!
 
داداشمه
User Rating: / 0
  •  قزوینیه داشته تو یک خرابه یه پسره رو می...رده، یهو ماشین کمیته سرمی‌رسه. افسره بهش میگه: پدرسوخته! داری چه غلطی با بچه مردم می‌کنی؟! قزوینیه شاکی میشه، میگه: به تو چه، داداشمه
 
206
User Rating: / 0
  • به یه پیره زن 200 ساله میگن چه آرزویی داری؟ میگه دوست دارم 6 سال دیگه عمر کنم بشم 206 جوونا سوارم شن!!
 
یه دختر
User Rating: / 3
  • اگه میخواستی یه دختر رو به زور بـ...کنی به 4 چیز توجه کن: 1. این کار نامردیه 2. نفرینه اون همیشه پستته 3. گناه داره 4. خونه ما خالیه
    !!!
 
مهد کودک
User Rating: / 2
  • بچه به مامانش میگه تو مهد کودک بچه ها حرف زشت می زنن مادرش میگخ: تو یک وقت یاد نگیری!! بچه میگه: من به ...س ننم خندیدم از ..س شعرای این بچه ...ونیا بگم!!
 
تحقیق ازدواج
User Rating: / 5
  • رشتیه میره زن میگیره بچه های محلشون میگن: اوووووو چقدر زود؟!! یه خورده در موردش تحقیق می کردی رشتیه میگه: اوووو به مولا خیلی تحقیق کردم هرکی ...رده راضیه
 
شکار شیر
User Rating: / 3
  • تركه و لره با هم میرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطای جنگل بودن كه یهو یك شیر هیكلی میگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت میكنه، شروع میكنه با آخرین سرعت دویدن، و درضمن سر لره داد میزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در میاره، نشونه میگیره، بنگ! میزنه یك تخم آقا شیره رو ناكت میكنه! شیره شاكی میشه، سریع تر میگذاره دنیال تركه.... اون بدبخت هم باز در عین دویدن، داد میزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه میگیره، اینبار میزنه اون یكی تخم آقا شیره رو ناكت میكنه! شیره دیگه پاك شاكی میشه، با چشمای خون گرفته میگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عین اینكه داشته با همه وجود میدویده، داد میزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه میگره، ...بنگ! اینبار ...یر اقا شیره كنده میشه! تركه شاكی میشه، داد میزنه: بابا این میخواد منو بخوره، نمیخواد كه بـ...نه!!!
     
 
ملكه انگلیس
User Rating: / 2
  • ملكه انگلیس داشته از یه بیمارستان بازدید میكرده، وارد یك اتاق میشن، میبینن مریضه داره رو تخت ...لق میزنه! ملكه جا میخوره از رئیس بیمارستان میپرسه : اوه! آقا خواهش میکنم بفرمایید این چه وضعیتی است؟ رئیس بیمارستان جواب میده: چیزه! بله! ببخشید! یادم اومد. این مریض میزان ترشح اسپرمش خیلی زیاده، اگر روزی یه بار تخلیه نكنه حالش وخیم میشه! ملكه میگه : عجب! حالا فهمیدم! خلاصه ازونجا رد میشن، تو بخش بعدی وارد یك اتاق میشن، میبینن یك پرستاره داره برای یه مریض ...اك میزنه! ایندفعه قبل ازین كه ملكه سئوال كنه، دكتره میگه : این مریض هم همون مشكل رو داره، ولی این بخش خدمات بهتری ارائه میده!!!
 
طوطی
User Rating: / 0
  • یك بابایی یك طوطی میخره، هنوز یك هفته نشده طوطیش مریض میشه میافته گوشه قفس. خلاصه یارو طوطی رو ورمیداره میبره پیش دامپزشك، اونجا هم جناب دامپزشك (به عادت مالوف علم دامپزشكی) یك درجه میكنه به ماتحت طوطی كه درجه بدنش رو بفهمه. همچین كه درجه رو فرو میكنه ،یهو طوطیه كلی حال میكنه و خلاصه ازون روز به بعد كار و زندگیش شده بوده این كه خودش رو بزنه به مریضی تا ببرنش پیش دامپزشك و اونجا درجه به ...ونش كنند و این حال كنه!! خلاصه یك مدت میگذره، یك شب جناب صاب‌طوطی تو خونش مهمونی داشته، یك جناب سرهنگی هم جزو مهمونا بوده. وسطهای مهمونی، طوطیه میاد از سرهنگه میپرسه: اینا چیه رو شونت چسبوندی؟ سرهنگه میگه: اینا درجس. طوطیه میگه: اِاِ..؟ بكنشون تو ...ونت، اونقده حال میده!!!
 
شیطون و قزوینی
User Rating: / 4
  • نزدیكهای آخرِ زمون، شیطون دیگه همه ملت دنیا رو گول زده بود، فقط مونده بود یك پیرمرد قزوینی. خلاصه یك شب شیطون همه بساط لهو و لعب و فسق و فجور رو میریزه تو یك چمدون، میره در خونة قزوینیه میگه: پدرجان، من یك مقدار تریاك فرد اعلا دارم، پایه‌ای باهم بكشیم؟ قزوینیه میگه: نه ببم جان، من اهل تلخكی نیستم. شیطون میگه: اتفاقاً دو بطر عرق خوبی هم دارم، یك پیاله بزنیم؟ قزوینیه میگه: نه ببم جان، من اهل آبكی هم نیستم. خلاصه هی شیطون بساط لهو و لعب ردیف میكنه: خانوم؟ فیلم سوپر؟ علف؟ قزوینیه هم میگه نه ببم جان، من اهلش نیستم. آخر شیطون شاكی میشه، میگه: جاكش پس تو اهل چی هستی؟! اهلش هستی ...ون من بگذاری؟! قزوینیه یهو گل از گلش شكفته میشه، میگه: آره ببم‌جان، اهلش هستم! خلاصه شیطون دولا میشه و قزوینیه یك دور اساسی درش میماله. بعد كه كارشون تموم میشه، شیطون خوشحال و خندان یك لیست بلند و بالا در میاره، اسم قزوینیه رو از توش خط میزنه، میگه: هاهاها! فقط تو مونده بودی كه گول نزده بودم، كه تورو هم گول زدم. قزوینیه هم با لبخند یك لیست بلند و بالا در میاره، اسم شیطون رو از توش خط میزنه، میگه: ببم‌جان تو دنیا فقط كان تورو نـ...رده بودم، كه ...ردم!!
 
خانم جان!‌ كجا میری؟
User Rating: / 0
  • زن رشتیه نصفه شب داشته میرفته بیرون، رشتیه از خواب پا میشه، میپرسه: خانم جان!‌ كجا میری؟ زنه میگه: دارم میرم ...س بدم! رشتیه میگه: جای دیگه نری!!
 
پسری كه درس نخونه
User Rating: / 2
  • رشتیه وسط خیابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوری می‌...رده! ملت جمع میشن میگن:‌ بابا چی كار میكنی؟! زشته، واسه چی داری دخترت رو می...نی؟! یارو میگه:‌ پسری كه درس نخونه باید خوارشو ...ایید!!!
 
معجزات خانم
User Rating: / 3
  • به رشتیه میگن از معجزات خانم تعریف کن. میگه والله ما تو جبهه به خودمون ور میرفتیم.اما خانوم تو رشت حامله میشدن
 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 Next > End >>

Results 1 - 50 of 288