- یه روز امام جمعه قزوین رفته بوده قم میبینه سردر ورودی شهر نوشتن "با وضو وارد شوید "بعد که بر میگرده میگه سردرشهر قزوین بنویسن "با رکوع وارد شوید"
|
|
- یارو لیسانسش تو قزوین می یفته زمین! می ره دوباره چهار سال می خونه لیسانس می گیره
|
|
- از یك قزوینی میپرسن كه جایزه بانك در قزوین چیه؟ گفت كلید یك باب مهد كودك ...
|
|
- تو قزوین پشت شلوار بچه ها نوشته:با نگاهی به آینده درست مصرف کنید!
|
|
- شعار قزوینیا تو 22 بهمن کاریکاتوریست دانمارکی حق مسلم ماست
|
|
- از یه قزوینیه می پرسند:اسم این شرتایی که میره لا باسن چیه؟میگه:نخ در بهشت ببم جان!
|
|
- قزوینیه وارد یك جمع میشه، با همه از دم روبوسی میكنه به جز یك نفر كه فقط باهاش دست میده. یارو شاكی میشه، میگه: چرا منو ماچ نكردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو گذاشتم بك...م!!!
|
|
- به قزوینیه میگن: یك خاطرة خوب تعریف كن، میگه: بالام جان، بچه بود..سفید بود..! میگن حالا یك خاطرة بد تعریف كن، میگه: آی بالام جان، بچه بودیم...!!! سفید بودیم..
|
|
- امام جمعه قزوین رو برق میگیره، همه آدمای پشت سرش میمیرند
|
|
- پر طرفدارترین شعار مردم انقلابی قزوین " ...و.ن بر شمشیر پیروز است"
|
|
- روش تهیه سالاد قزوینی: کونه پیاز+ کونه هویج+ کونه خیار + کونه گوجه + بچه کاهو!!!
|
|
- میدونید قزوینیا پنجشنبه شب ها برای اموات چی خیرات میكنن : چیتوز حلقه ای
|
|
- یک یارو می ره قزوین ,همینطور که داشته می رفته تو شهر می بینه , سه ,چهارتا از این بچه خوشگلا رو تو قفس کردن , بالای ساختمونا ,وسط مید ونا آویزون کردن ,یارو دهنش وا می مونه ,از یکی می پرسه : داداش قضیه این بچه ها چیه ؟یارو میگه : داداش اینا جایزه بانک ملی .
|
|
- یک قزوینی داشته می مرده , وصیت می کنه که , زیر یک سرسره خاکش کنن
|
|
- یک یارو می ره قزوین ,می بینه هیشکی تو شهر نیست ,از یک پیرزنه می پرسه: پس کو مردم ؟پیرزنه میگه :دو روزه همه رفتن تو بیابون به پشت دراز کشیدن ,یارو میگه : مگه چه خبره ؟ پیرزنه میگه : میگن قراره یک چترباز اونجا فرود بیاد
|
|
- تو یكی از دهات قزوین، ملت برای بار اول یه میوة انجیر پیدا میكنن. خلاصه سر در نمیارن چه موجودیه، میبرنش پیش ملای شهر، میپرسن این چیه؟ ملاهه یك نگاهی به انجیره میكنه، میگه: بالام جان من باید یك مقدار تحقیقات رو این بكنم، فردا بیاین جوابشو بهتون بدم. ملت میرن دنبال كار و كاسبیشون، فردا برمیگردن، میپرسن: خوب ملا بالاخره این یارو چیه؟ ملا میگه: بالام جان، شیره بوده مالاندن...یك كمی گردالاندن...خشخاش توش پاشاندن...چوب به ...ونش نشاندن...تازه شده گلابی!!!
|
|
- قزوینیه داشته واسه رفیقش تعریف میكرده كه: بالام جان دیشب رفته بودیم عروسی، جات خالی مختلطِ مختلط ، مرد و پسر قاطی!!!
|
|
- پسر رشتیه با پسر قزوینیه رفیق بوده و هر روز كار اینا این بوده كه قزوینیه به رشتیه یك پولی میداده و مشغول میشده! یه روز پسر رشتیه با باباش تو یك مغازه واستاده بوده كه یه دفعه سر و كله قزوینیه پیدا میشه و به پسره میگه: بیا بریم! رشتیه میگه: بابا مگه نمیبینی بابام اینجاس؟! ضایع بازی در نیار! قزوینیه گیر میده كه همین الان باید بیای، بهت 300 تومن میدم! رشتیه میگه: بابا چرا حالیت نمیشه؟! میگم نمیشه، جلو بابام ضایع نكن! خلاصه از قزوینیه اصرار واز رشتیه انكار، تا اینكه باباهه بر میگرده و میگه: پسرجان، یك دقیقه بیا اینجا كارت دارم! پسر رشتیه میرینه به خودش، با ترس لرز میره پیش باباش میگه: بله بابا؟! رشتیه میگه: باباجان میری یا خودم برم؟!!!
|
|
- قزوینیه میره پرورشگاه یك بچه رو به فرزندی قبول كنه، مسؤول اونجا ازش میپرسه: بالامجان، میـ...نی یا میبری؟!!!
|
|
- قزوینیه داشته ترتیب بچهه رو می داده!!! وسط كار یهو منكرات میریزه، اینم برای اینكه صحنه سازی كنه، به بچهه میگه بیا حالا تو منو بـ....ن. بچهه هی داشته سعی میكرده، نمیتونسته، در همین هین افسره میرسه، زیپ شلوارشو میكشه پایین، میگه: بالامجان بیا كنار، این كارا بچه بازی نیست!!!
|
|
- قزوینیه رو با ...یرِ لهولورده و درب و داغون میبرن اورژانس. دكتر شیفت ازش میپرسه: بابا چه بلایی سر خودت آوردی؟! قزوینیه با حال زار میگه: بالام جان، مگه من اون مادر ..... كه رو دیوار عكس كان
|
|
- قزوینیه داشته تو حموم ترتیبه بچشو می داده، بچهه هی داد و بیداد میكرده: آاای بابایی نكن! درد میكنه!... آخ..آااای جر خوردم! قزوینیه شاكی میشه، میگه: چه خبرته كره خر؟! مگه ما خودمون بچه نبودیم؟!!!
|
|
- زن قزوینیه میره دادگاه میگه: آقای قاضی دیگه خسته شدم. میخوام طلاق بگیرم. این هر شب منو از …ون میـ....نه! قاضی میگه: خواهر این كه خیلی مهم نیست، شما بیخودی زندگیت رو سر هیچ و پوچ نابود نكن! زنه میگه: آخه آقای قاضی، روزی كه من اومدم خونه این، سوراخم اندازه یه دو ریالی بود حالا اندازه یه دو تومنی شده! قاضیه میگه: ای بابا، آدم كه واسه هیجده ریال زندگیش رو به هم نمیزنه!!!
|
|
- قزوینیها به ساختار حروف الفبا شکایت کرده اند: که چرا به حرف "ن" میگن "نون" ولی به "ک" میگن "کاف'
|
|
- بنا به درخواست هموطنان عزیز پرواز برگشت تیم ملی فوتبال ایران در فرودگاه قزوین به زمین نشست!!!
|
|
- سخنی از بزرگان قزوین: تا امید هست آرزو نمی کنم!!!!
|
|
- ترکه تو قزوین میگوزه !ملت دنبالش میکنن .میگن بوق زدی باید سوار کنی!!!
|
|
- تصور کن بین ۴ تا قزوینی گیر کردی چیکار میکنی؟؟؟....................به هر حال تو که کاری از دستت بر نمیاد.....پس خوش باش
|
|
- تو قزوین بعد از نماز ....همه دست میدن میگن داداش حال دادی
|
|
- تو قزوین مترو میزنن...۲ تا واگن اولش رو میذارن واسه پسرا
|
|
- جهت رفاه حال نماز گذاران در قزوین...سجاده با آینه بغل اختراع شد
|
|
- یه روز یه قزوینیه رو با یه گونی شرت میگیرنش..میگن این چیه..میگه این دفتره خاطراتمه
|
|
- قزوینیه بچشو میبره مدرسه میگه آقا این بچه رو تربیت کنین ...!! رو بخاری عکس کان کشیده ...یر منو...انگشت داداششو...لب پدر بزرگش سوخته!!!!!
|
|
- به قزوینیه میگن چرا دنبال توپ میدوی!!!؟؟؟؟...میگه اخه راهنمایی رانندگی اعلام کرده که دنبال هر توپی یه بچه هم هست
|
|
- حوزه علمیه قزوین اعلام کرد ...ون دادن در 4 صورت مباح است!!!: 1. بچگی 2. سربازی 3. زورکی 4. مرامی. خیلی با مرامی!!! (اعضای حوزه)
|
|
- تهرونیه و اصفهانیه و قزوینیه میمیرن، اون دنیا میرن كارنامه اعمالشون رو میگیرن، میبینن بدجوری افتضاحه و اگه این ریختی پیش بره هر سه تایی از قعر دوزخ سر در میارن! خلاصه میرن پیش جبرئیل و كلی خایه مالی میكنند كه بابا یك فرصت دیگه به ما بدین بلكه جبران كنیم و آخر مخ جبرئیل رو میزنن و راضیش میكنن كه یك فرصت دیگه بهشون بده، منتها با یك شرط و اون اینكه اگه اینبار یك دفعه تهرونیه خانوم بازی كنه، اصفهانیه دنبال پول باشه یا قزوینیه قزوینی بازی در بیاره، درجا سنگ میشه و صاف از ته جهنم سر در میاره! خلاصه سه تایی برمیگردن رو زمین و خوشحال و خندان داشتن میرفتن كه یهو چشم تهرونیه میخوره به یك ...س اساسی و هرچی میخواد جلوی خودشو بگیره نمیشه و آخر میره یك تیكه بهش میندازه.. تیكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوینیه و اصفهانیه خوب حساب كار دستشون میاد، یك نگاه به هم میكنند و راه میافتند. یخورده جلوتر اصفهانیه یك 100 تومنی رو زمین میبینه، هی با خودش چك و چونه میزنه، آخر میبینه راه نداره... خم میشه ورش داره، یهو قزوینیه میگه: آی بالامجان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردی و هم منو!!!!
|
|
- از قزوینیه میپرسن: از كدوم بازیكن میزبان جام جهانی خوشت میاد؟ میگه: الیور كان!!!
|
|
- یك بابایی پسرش تو قزوین گم میشه، میره پاسگاه گذارش میده. بهش میگن خوب مشخصات پسرتون چیه؟ میگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره ، چشاش آبیه، یك شلوار كوتاه هم پاشه. یارو افسره تو میكروفون میگه: به كلیه واحدها، برادرا توجه كنن، یه تیكه گم شده.. آاااه!!!
|
|
- قزوینه به زنش میگه می دونی فرق جونت با ..ونت چیه؟ زنه میگه:نه!!! قزوینه میگه: اینکه خیلی راحته جونت 5 حرف داره اما ...ونت حرف نداره!!!!
|
|
- قزوينيه به جنيفر لوپز ميگه:تو که به اين خوشگلي هستي حيف نيست نماز نمي خوني
|
|
- به میمنت دستیابی به فناوری هسته ای سجده شكر بجا آورید (شهرداری قزوین )
|
|
- قزوینی با دوستش از تو قبرستون رد مشدن . یه چیزی از رو زمین بر می داره بوس می کنه میزاره کنار ...دوستش میگه نون بود ...؟؟؟..قزوینی میگه ..نه ...استخون ...ون بود .............
|
|
- قزوینیه میمیره .....وصیت می کنه ...بعد از مرگم من رو بسوزونین و از خاکسترم ....پودر بچه درست کنین.....
|
|
- به قزوینیه میگن یه جمله عاشقانه بگو.... میگه: برگرد
|
|
- قزوینیه می میره روحش به سمت سوراخ لایه ازن پرواز میكنه! .
|
|
- مسابقه 20 سوالی قزوینیه میگه: كان است؟! یارو میگه: نه آقا، این حرفها چیه. میپرسه: سفیده؟ یارو میگه: بله. میگه: بالامجان کان است؟! یارو میگه: نه جانم، کان نیست! قزوینیه میپرسه: وسطش چاك داره؟! یارو میگه: آره. میگه:آهااا! فهمیدیم..بالام جان کان است؟! یارو میگه: باباجان من كه گفتم نه! کان نیست! قزوینیه میگه: سوراخ داره؟! یارو میگه: نه. قزوینیه میگه:اَاا... بالام جان این چه کانیه كه سوراخ نداره؟!!!
|
|
- میدونید بچه ی خروس و آدم چی درمیاد؟100% یه قزوینی!
|
|
- به قزويني ميگن با پلنگ جمله بساز!ميگه:پ (پس) لنگاتو بده بالا!
|
|
- شجاعترين مرد جهان كيست؟امام جمعه قزوين
|
|
- قزوینه تو خواستگاری جواب رد می شنوه رو باسن دختره اسید می پاشه!!
|
|