- به ترکه می گن اگه تو دریا کوسه دنبالت کنه چکار می کنی؟ میگه میرم بالای درخت!!!! میگن آخه دریا که درخت نداره!!! میگه مجبورم می فهمی؟!!!
|
|
- ترکه شب تو خواب، خوابه حنابندونشو می بینه صبح پا میشه می بینه به خودش ریده!!!
|
|
- جبرییل به ترکه میگه یک آرزو کن!! ترکه میگه: "می خوام خدا رو ببینم!!" جبرییل میگه: "خدارو که نمیشه دید!! یه آرزوی دیگه کن" ترکه میگه : "می خوام آدم شم!!" جبرییل میگه: "بیا بریم خدا رو ببین!!!"
|
|
- ترکه داشته زنشو حسابی کتک می زده!! یکی بهش می رسه میگه : "چی شده؟" ترکه می گه: "اگه می دونستم چی شده که می کشتمش!!"
|
|
- دختره ترکه عروسی میکنه. همون شب فرار می کنه میاد خونه!!! باباش میگه: چته؟!!! دختره میگه:" بابا عروسی فیلم بود!! میخوان منو بـ...نن!!!
|
|
- ترکه گوشش درد می کرده میره میکشدش چند روز بعد رفیقش میبنتش میگه دیونه چرا گوشتو کشیدی؟ میرفتی مثل من پرش می کردی!!
|
|
- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار ميكنه، كار نَميكنه، كار ميكنه، كار نَميكنه...!
|
|
- یك زنه از طبقه دوازدهم میفته، طبقه نهم یكی میگیردش، میگه یه لب بده تا نجاتت بدم. زنه میگه: نه! نمی خوام، ترجیح میدم بمیرم! یارو هم ولش میكنه . بعد میرسه طبقه هفتم، یكی دیگه میگیردش، میگه: یه دور بده تا نجاتت بدم. زنه دوباره میگه: نه، ولم كن مگه من ...ندم؟! یارو هم ولش میكنه. به طبقه پنجم كه می رسه، یكی دیگه میگیردش، بهش میگه اگه ...اك بزنی نجاتت میدم. بازم زنه میگه نه، یارو هم ولش میكنه. می رسه طبقه سوم، یك تركه میگیردش، زنه با خودش میگه این دفعه اگه ولم كنه دیگه كارم تمومه. میگه: هر چی بخوای بهت میدم، لب میدم، ...ون میدم، ...اك میزنم! تو رو خدا منو نجات بده. تركه هم هولش میده میگه: گمشو! زنیكه ...ـنــده!!
|
|
- ترکه می ره مسافر کشی تو راه زنه می گه: "ببخشید آقا کریم خان میرید؟" ترکه میگه: " البته که میرید!!! اگه نمیرید که میترکید!!!"
|
|
- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟
|
|
- هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد
|
|
- به ترکه یک سی دی می دن می گن برو باهاش حال کن!! فرداش می بیننش می گن چطور بود؟ می گه سوراخش خیلی تنگ بود!!!
|
|
- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد
|
|
- تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگهاي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، تركه با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
|
|
- زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
|
|
- تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد!
|
|
- ترکه تو جبهه بوده از هر طرف خمپاره میومده!! یکی داد می زنه سنگر بگیرید ترکه ازون ور میگه واسه من بربری بگیرید.
|
|
- به تركه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!
|
|
- تركه چراغ جادو پیدا میكنه، دست میكشه روش غولش در میاد میگه: دو تا آرزو بكن. تركه میگه: یه نوشابه خنك میخوام كه هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، تركه یكم میخوره میگه: به به! چقدر خنكه! یكی دیگه هم بده!!!
|
|
- از تركه میپرسن: زنتو چقدر مهر كردی؟! میگه: والله مهر رویادم نمیاد ولی آبان و آذر زیاد كردم!!
|
|
- تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم!!!
|
|
- تركه میره نونوایی، هیچكی هم تو صف نبوده، میگه: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش میگه این بابا تركه، بگذار یكم سركارش بذاریم! میگه: آقا نوبتو رعایت كن، برو آخر صف وایسا! تركه یكم نگاه میكنه میبینه كسی نیست، دوباره میگه: برادر دو تا نون بده، چرا اذیت میكنی؟ دوباره شاطره میگه: بابا این همه آدم تو نوبته، برو ته صف وایسا! تركه شاكی میشه، یه سنگ ور میداره میزنه سر تا سر شیشه مغازه رو میشكنه. شاطره داد می زنه: هوی! شیشه رو چرا میشكنی!؟ تركه میگه: این همه آدم اینجا وایسادن، چرا خر منو چسبیدی؟!!!
|
|
- تركه نشسته بوده تو تاكسی كه یك زنه خیلی چاق سوار میشه. تركه برمی گرده به زنه میگه: می بخشید خانم، اسم شما چیه؟ زنه با عشوه میگه: غنچه! تركه میگه: وای تو باز بشی چی میشی؟!!
|
|
- تركه واستاده بوده دم ترمینال می خواسته بره شمال. خلاصه یك سواری گیر میاره، همینكه سوار می شه، آرم بنزه توجهشو جلب میكنه. از راننده میپرسه: آقای راننده، می بخشید این یارو چیه؟ رانندهه میگه: این آرمشه. تركه میگه: آرم چیه، فحشه؟! میگه: نه بابا، این سمبلشه، نشونه ماشینه. تركه: میگه: آآهان! پس نشونشه، فهمیدم! خلاصه راه میفتند. همینجوری كه داشتن تو جاده میرفتن یه دفعه یه پیرمرده و خرش میان وسط جاده. راننده با هزار بدبختی ردشون میكنه و میگذره، بعد بر میگرده تو آینه نگاه میكنه میبینه خره یه ور پرت شده پیرمرده هم یه ور. میگه :اِه! من كه نزدم بهشون؟ تركه میگه: برو بابا! نشونشه، نشونشه! اگه من درو باز نكرده بودم كه نمیخورد بهشون!!!
|
|
- ترکه برای اولین بار داشته سکس می کرده ازش می پرسن چه احساسی داری؟ میگه: "والا نمی دونم شاش دارم؟ نمی دونم ان دارم؟ فقط خیلی خوشحالم."
|
|
- ترکه شب خواب می بینه که دو نفر کتکش می زنن فردا شب با بچه های محلش می خوابه!!!
|
|
- تركه تو خیابون به یه زنه تنه میزنه، زنه میگه: آقا من پریودم. تركه میگه :اِِِِا..؟! اتفاقاً من از اسمای خارجی خوشم میاد!!
|
|
- تركه نشسته بوده تو تاكسی، همینجوری كه داشتن میرفتن یه دفعه یك بادی از جهت نامساعد از یكی از خانمای مسافر در میره. راننده تاكسی هم از اون تهرونیای با مرام بوده، زود میگه: خانمها، آقایون! می بخشید، من امروز غذای باد دار خوردم، دست خودم نبود. تركه قضیه رو میفهمه، خیلی خوشش میاد. با خودش میگه: عجب آدم با مرامیه، دمش گرم! خلاصه یكم میگذره، خانم دوباره تلنگشون در میره. رانندهه باز زود میگه: خانمها، آقایون شرمنده، دست خودم نبود. تركه با خودش فكر میكنه: اینجوری نمیشه، من جوان آذربایجانم، باید غیرت خودمو نشون بدم. ایندفعه كه این خانم بگوزه، من گردن می گیرم. هرچی منتظر میشه دیگه بادی از خانم در نمیره، تا اینكه میرسه به مقصد و باید پیاده میشده. همینطور كه داشته پیاده میشده، میگه: خانمها، آقایون! من از شما معذرت می خوام، از این به بعد هروقت این خانم گوزید، بدونید من بودم!!!
|
|
- تركه میره كتابفروشی میگه: آقا كتاب تركها آدم میشوند رو دارین!؟ یارو میگه: نه آقا ما كتاب تخیلی نداریم
|
|
- تركه رو زمین یك كرست پیدا می كنه، میگه: اِاِاِه...! بی فرهنگا خودشو میخورن، پوستشو میندازن زمین!!!
|
|
- تركه زنگ میزنه به دوست دخترش میگه: شهناز فردا بیا، خونمون خالیه. فردا دختره میاد، هر چی در میزنه هیچكی در رو باز نمیكنه!!!
|
|
- یه جشنواره شكار بوده تو جنگل های آمازون. یه آمریكاییه بوده، یه انگلیسیه با یه تركه. آمریكاییه میره چند تا خرگوش و گوزن میزنه، انگلیسیه هم میره چند تا آهو و خرگوش و یه چند تا حیوون دیگه میزنه. نوبت تركه میرسه، میره دو تا خرگوش میاره، بهش میگن: چی شد، فقط همین دو تا رو زدی؟! میگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خیلی بزرگ بودن نتونستم بیارمشون . میگن : دونشوت دیگه چیه؟ این چه نوع حیوونیه؟! تركه میگه: والله منم نمیدونم، امایه حیوونایی وایساده بودن هی اینجوری میكردن: DON'T SHOOT!!! DON'T SHOOT!!!
|
|
- تركا میان یه شعر بسازن كه فارسا رو مسخره كنن، میگن: تركا گل پسرن فارسا تركِ خرن !!!
|
|
- به تركه میگن: با حیدر جمله بساز، میگه: اومدم در خونتون هی در زدم، هی در زدم، هیچكی درو باز نكرد. بهش میگن: نه بابا، با آقا حیدر جمله بساز، میگه: اومدم در خونتون، آقا! هی در زدم، هی در زدم، هیچكی در رو باز نكرد!!!
|
|
- تركه كتاب فروشی بازمی كنه، بعد از یك هفته میان درشو تخته می كنند. رفقاش ازش میپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ میگه: والله هیچی، ما فقط زده بودیم جلد دوم قرآن رسید!!!
|
|
- تركه میخواسته دور كمرشو اندازه بگیره، یه خطكش میكنه تو كونش ضربدر 3.14 میكنه!!!
|
|
- تركه دو تومنیش میفته تو جوب، یه پنج تومنی از تو جوب ور میداره، سه تومن میندازه تو جوب!!!
|
|
- یارو میره مشهد داشته التماس میکرده که یا امام رضا این پای من و شفا بده در همین حال یه خانومی میاد دعا کنه که یا امام رضا یه بچه به من بده یارو پا میشه میگه خانم بلند شو برو اونور اینجا بخش اورتوپته بخش زایمان اونوره
|
|
- تركه داشته برای رفیقش تعریف می كرده كه: آره نمیدونی اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفیقش میگه: آخه چرا، چی شده؟ میگه: پریروز این خانوم صالحی، منشی ما، اومد تو دفترم، گفت مرخصی میخواد، من اونقدر شرمنده شدم! رفیقش میگه: بابا این كه شرمندگی نداره. میگه: نه خوب صبر كن، من بهش مرخصی دادم رفت، بعد اون یكی كارمندمون اومد، اونم مرخصی میخواست، اونقدر شرمنده شدم! بعد یكی یكی همه كارمندامون اومدن مرخصی خواستن، منم به همشون مرخصی دادم، اونقدر شرمنده شدم! رفیقش میگه: بابا مرخصی دادن كه شرمندگی نداره. میگه: نه آخه، بعد از یك مدت این منشیه زنگ زد، گفت امشب بیاین خونه ما، من اونقدر شرمنده شدم! من شب رفتم خونشون، دیدم خانم منشی تنهاست، با عشوه بهم گفت: من میرم تو اتاق، شما چشماتون رو ببندین من الان میام، اونقدر شرمنده شدم! بعد از یك مدت در رو باز كرد، دیدم همه كارمندا و خانوم بچه ها جمعند، برای من تولد گرفتن، من اونقدر شرمنده شدم، اونــقــدر شــرمــنده شدم كه نگو! رفیقش میگه: بابا اینكه شرمندگی نداره، باید خوشحال میشدی. تركه میگه: آخه من لخت وایستاده بودم!!!
|
|
- تركه داشته میرفته ماشین بخره، زنش ازش می پرسه: داری كجا میری؟ میگه: دارم میرم ماشین بخرم. میگه: ایشاالله بگو. تركه میگه: برو بابا دلت خوشه! ماشین خریدن كه ایشاالله گفتن نداره. از قضا میره تو راه پولشو میدزدن. دست از پا دراز تر بر میگرده خونه، در میزنه. زنش میگه: كیه؟ میگه: ایشالله منم!!!
|
|
- تركه وایستاده بوده تو صف اتوبوس، میبینه نفر كناریش یك كتاب كلفت دستشه، روش نوشته فلسفه و منطق. ازش میپرسه: ببخشید قربان، این یعنی چی؟ فلسفه و منطق دیگه چیه؟! یارو میگه: ببین، مثلا شما تو خونتون آكواریوم دارین؟ تركه میگه: آره. یارو میگه: خوب تو آب این ماهی رو عوض میكنی؟ بهش غذا میدی؟ تركه میگه: خوب آره. میگه: چرا؟ میگه: آخه اگه بهش غذا ندم كه میمیره. یارو میگه: آفرین! پس فلسفه تو از غذا دادن به ماهی اینه كه زنده بمونه. تركه میگه: عجب! خوب حالا منطق چیه؟ یارو میگه: ببین شما اگه خواهرت یك شب دیر بیاد خونه، چی فكر میكنی؟ تركه میگه: خوب فكر میكنم كار داشته، دیر اومده. میگه: خوب حالا اگه شب دوم باز دیر بیاد چی؟ میگه: خوب فكر میكنم رفته خونه اون یكی خواهرم. میگه: حالا اگه شب بعد هم دیر بیاد چی؟ میگه: خوب بهش شك میكنم. یارو میگه: هان! یعنی از لحاظ منطقی شك میكنی كه چون خواهرت هر شب دیر میاد، لابد كار بد میكنه. تركه میگه: آهـان، پس فلسفه و منطق اینه! بعد از یك مدت تركه میره یه كتاب فلسفه و منطق میخره، رفیقش میبیندش، ازش می پرسه: اصغر! این فلسفه و منطق یعنی چی؟ میگه: ببین شما تو خونتون آكواریوم دارین ؟ رفیقش میگه: آره. تركه میگه: هان! پس خواهرت جنده ست!!!
|
|
- تركه میفته تو جوب زنگ میزنه، عربه میره در رو باز میكنه!!
|
|
- تركه میره خواستگاری، دختره وقتی میاد چایی تعارف كنه تلنگش در میره. یه كم میگذره تركه میگه: عروس خانم اگه نمی رینی اون قندون رو بده!!
|
|
- ترکه ميره نون بربري ميگيره.داشته از جلوي نون لواشي رد ميشده،ميبينه نون لواشا دارن توي دستگاه ميچرخن...به شاطره ميگه:آقا دوري چند ميگيري اين بربريه منم يه دور سوار شه؟
|
|
- تركه با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع میكنه دویدن طرف تماشاچیا. تركه یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: بابا خجالت بكش! این فیلمه. تركه میگه: زن! من و تو میدونیم فیلمه، گاوه كه نمیدونه!!
|
|
- تركه میره خواستگاری، پدر عروس میپرسه: شما خونه دارید؟ تركه میگه: والله خونه كه نه، ولی بروبچهها مكان زیاد دارن!!!
|
|
- تركه میره بقالی، میبینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟!!
|
|
- تركه چراغ جادو پیدا میكنه، غوله از توش در میاد میگه: یه آرزو بكن. تركه میگه: میخوام از ...یرم به جای شاش شامپاین بیاد! غوله هم میگه: باشه. خلاصه تركه شب میره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعریف میكنه، بعد میگه: برو یه لیوان بیار یه حالی بكنیم! زنه میگه: چرا فقط یه لیوان؟! تركه میگه: خوب تو از شیشه بخور!!!
|
|
- ترکه از طبقه 100 میپره پایین به طبقه 5 میرسه میگه "تا اینجا که به خیر گذشت!!!"
|
|
- ترکه ترتیب جنده رو میده پولشو نمی ده آبش قطع می شه
|
|